أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

ای که در اسمان هر غمزده مهتاب تویی

ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی

ذره منم مور منم وصله ناجور منم

دور منم کور منم شمس جهان تاب تویی

حی تویی حیا تویی دم تویی و شفا تویی

مرده منم درد منم طبیب اطیاب تویی

کوه تویی کاه منم سائل درگاه منم

مانده ی در راه منم دلیل و مهتاب تویی

صید حسین اگر شدم دانه ان دام تویی

ماهی بی تاب منم حلقه قلاب تویی

تیغ شرر بار تویی مهر گوهر بار تویی

حسین ارباب تو و بهر من ارباب تویی

اتش خورشید تویی زهره و ناهید تویی

اب تویی تشنه تویی تشنه تویی اب تویی

رحمت حق که میرسد سلام ما محضرش

ام بنین چه کرده با این پسر دلاورش

نغمه زیر و بم تویی شورش محتشم تویی

میکده را سبو تویی بت کده را صنم تویی

گر به طواف امدم گرد تو دور میزدم

جان خودت مکن ردم که ا ین قسم تویی

قبله علی مطاف تو معنی اعتکاف تو

عاشق تا ابد منم لیلی از عدم تویی

جود تویی دست منم جام تویی مست منم

جرات نعره ی مرا ذات تویی جنم تویی

کوی تو را قلندرم اب گذشته از سرم

انکه رگ گردن خود به پاش میزنم تویی

قبضه ی بی نیام تو رشته ی اعتصام تو

هیبت و احترام تو تبسم حرم تویی

عاشق روز م م تا که به دیده بنگرم

دست خداست یک علم صاحب ان علم تویی

ان که گلم را ز ازل سرشته با اشک تویی

بی دست تویی ساقی بی مشک تویی




برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - تویی ,حسین ,تشنه تویی ,تویی تشنه ,تویی ساقی ,مهتاب تویی
بسم الله الرحمن الرحیم تویی ,حسین ,تشنه تویی ,تویی تشنه ,تویی ساقی ,مهتاب تویی
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

یه مساله ای ب و امروز صبح درگیرش شدم و خدا از دو طریق مساله رو انداخت توی ذهنم که باید روش کار کنم و بحث جالبیه گوش بدید و اون اینه که تلقین به خود یا تلقین به دیگران در ذکر اگر برای دیگران بخونیم که باطله من میگم آیا میشه در تلقینی ذکر بگیم و برای زنده شدن خود و خ که درون دل ماست؟ یعنی ما مرده ایم فرسوده شدیم دلمون زنگ زده داغونیم بی نوریم بعد تلقینی اذکار رو بگوییم آخه من اولا ب میخواستم بخوابم یه نفر اومد توی ذهنم گفتم شاید مرده و روح باشه بعد به صورت تلقینی براش سوره ی حمد خوندم همینطوری و برام جالب بود که از روش تلقین استفاده یعنی شما برای مرده میتونی فاتحه بخونی حالا اگر بری واضح در نظرش بگیری و تلقین بهش ی که خدا مهربانترین مهربان ها هست یعنی همین سوره ی حمد رو تلقین بهش ی وقتی تلقین میکنی تلقین به کی میکنن؟ ی که مرده یا ی که خوابه یا ی که غافل هست یعنی میکنی توی مخش که اینطوره فلانجوره خوب برای مرده میشه قرآن خواند حالا که میشه آیا میشه تلقین بهش کرد یعنی یه طوری خدا رو تزریق کرد با آیات در وجودش؟؟!! خوب این یه مساله دوم من داشتم کلیپی رو نگاه می بعد تو آپارات یه مرتبه دستم اتفاقی خورد به قسمت پخش زنده ی تلوزیون بعد رفتم شبکه ی پنج ببینم نزدیکای اذان بود بعد دیدم آیت الله راشدی یزدی حفظه الله دارن توی حرم میخونن و جماعت بودن بعد ایشان اصلا من تعجبم برد که از همین روش تلقین احساس استفاده میکنن یعنی خدای درونش رو میخواست زنده کنه از لحن خواندنشون معلوم بود و درست هم هست من اول فکر اینطوری که شمرده شمرده و تلقینی میخونن برای یه نفر خاص هست که میخواد دلش رو زنده کنه مثلا برای بیمار میشه تلقینی آرومش کرد یا یک جنزده رو میشه قرآن خواند وقتی میگم تلقینی یعنی میخواد بره توی دلش و مثل بچه ها هست که قرآن براشون میخونیم که تکرار کنند اونطوری خلاصه گفتم نه داداش اینکه میشه برای دیگران توجه که دیدم برای خ که درون قلبشون هست میخواستن بخونن یعنی یاد خدا رو توی اون جمعیت زیاد میخواستن در دلشون زنده کنن لذا تلقین به خودشون می اصلا ما داریم در سوره ی توحید میگیم در قل هوالله احد یعنی بگو خوب به کی بگو اول به خودت بگو اول خودت رو زنده کن حالا اگر شد میخوام   ایشان رو هم بزارم تو کلیپ ها میگردم اگه پیدا براتون میزارم من از همین روش برای شب و صبح استفاده خعلی آروم شدم درسته غفلت از دلم بیرون نیومد کامل ولی لااقل وسواسی نبودم که بد شده!! یعنی لحنم رو تلقینی که خودم زنده بشم یعنی به خودم تلقین اذکار رو تا زنده بشه دلم بعد جواب گرفتم وقتی کوچک بودم هم دوران نوجوانی همچین ایی میخوندم ولی الان هی احساس میکنم شیاطین و جاسوسان دارن گوش میدن و م رو برای زنده شدن خودم نمیتونم بخونم لحنم نمیکشه و حس می باید یواش ذکر بگم و دلم رو قوی کنم ولی در ح لحن تلقین به خود راحت خوندم و خدا روزی داد تا بفهمم البته مسئله پیچیده است مسئله ی تلقین باید بیشتر روش کارکنم!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - ,تلقین ,یعنی ,زنده ,تلقینی ,میشه ,میشه قرآن ,قرآن خواند , میخونن ,برای مرده ,استفاده
بسم الله الرحمن الرحیم ,تلقین ,یعنی ,زنده ,تلقینی ,میشه ,میشه قرآن ,قرآن خواند , میخونن ,برای مرده ,استفاده
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


توو آرزوی لب سقا
شریعه در وشه

هزار هزار چشمه خواهش
زیر پاهاش می‌جوشه

دل فرات موج می‌زنه که ای تشنه! لب تر کن لب‌هاتو
شدم شبیه شوره‌زار دارم می‌نوشم اشک چشماتو
شعله به جون من نکش بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دید

ای ساقی لب‌تشنگان اباالفضل(ع)
از کف مریز آب روان اباالفضل(ع)


توو آرزوی لب سقا
شریعه در وشه

هزار هزار چشمه خواهش
زیر پاهاش می‌جوشه

دل فرات موج می‌زنه که ای تشنه! لب تر کن لب‌هاتو

شدم شبیه شوره‌زار دارم می‌نوشم اشک چشماتو
شعله به جون من نکش بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دید

ای ساقی لب‌تشنگان اباالفضل(ع)

از کف مریز آب روان اباالفضل(ع

آب روون قطره‌ای از تو

به کام من حرومه

اگه تو مشکم نمونی
کار سقا تمومه

یادت بمونه ای فرات که ارباب من تشنه آبه
تا خیمه‌گاه خنک بمون که مثل آتیش دل‌ها بی‌تابه
تویی همون بارونی که تو رویای طفل ربابه

زلال تو تیمم وضومه

 رسوندنت بهای آبرومه

سقای دشت کربلا اباالفضل(ع)
از کف مریز آب روان اباالفضل(ع)

یه قطره از من ننوشیدی برو خدا نگهدار 

ولی بزار خواهشت کنم برای آ ین بار

کنار من نفس بکش که عطر تو حل شه توی جونم

همین که با نوازشت حلالم کردی از تو ممنونم

خدا میدونه تا ابد برای لبهات روضه میخونم

از جام دست تو ستاره خوردم 

هرجا باشی دور سرت میگردم

چهار ی که تورا دیده اند

دست علمگیر تو بوسیده اند

هرکه به هر  درد و غمی شد دچار

گوید اگر یکصد ‌و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین

اکشف کربی بحق الحسین

از کرم و لطف جوابش دهید

تشنه اگر آمده آبش دهید

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - اباالفضل ,تشنه ,روان ,فرات ,مریز ,روان اباالفضل ,دارم می‌نوشم ,رسیدیتو انعکاس ,لب‌تشنگان اباالفضل ,شوره‌زار دارم ,ساقی لب‌تشنگان اباالفضل ,خ
بسم الله الرحمن الرحیم اباالفضل ,تشنه ,روان ,فرات ,مریز ,روان اباالفضل ,دارم می‌نوشم ,رسیدیتو انعکاس ,لب‌تشنگان اباالفضل ,شوره‌زار دارم ,ساقی لب‌تشنگان اباالفضل ,خ
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

یه روایتی هست که ما یه بحث درمورد ظاهر و باطن در کلیپ ها درموردش کردیم که نکات زیاد داره اینکه اکرم (ص) می فرمایند: هر ی دارد من هم یک دارم و خودم رو مسلمان . خوب یکم دیگه باید بحث کنیم در این مورد البته من روایات مختلف شنیدم از این حدیث که نوشته بود موقع به دنیا اومدن با ما زاییده میشوند یا نوشته بود دو و همزاد داره ولی من نمیدونم سرچ این روایت پیدا شد که باید قوی تر باشه ولی هر چه هست اینه که ی هست پیش ما دو نکته رو در نظر دارم بگم یک اینکه (ص) این ش رومسلمان کرد نه مومن و خوان لذا ما وقتی میخونیم حتما یک ی داریم خیلی اوقات پیش اومده که کار معنوی قوی ای میکنم یا قرآن میخونم دعا میخونم بعدش یه مرتبه دست خودم نیست عصبانی میشم مثلا یا گناه میکنم این نشون میده که در کمینه (ص) فقط مسلمانش کرد ما همه مسلمانیم حتی اگر م نخونیم معلوم میشه اون قوی تا مسلمان ش بیشتر موفق نشده حالا یا حلال زاده نیستن شیاطین یا واقعا دشمن آشکاری هستن که ختی باهامون دوستند لذا هر میخونه حتما در کمین ها هست ولی نمیخواد بترسی ما میخونیم که به خدا وصل بشیم لذا اگر ریاکار نیستیم خ میشیم لذا تقوا لازم داریم تقوا چیه تقوا رو اگه بخوام الان معنا کنم اینه که ما در مقابل شیاطین و نقس یه انحرافاتی داریم که مشتعل میکنه نفس رو و ش ت میخوریم اگر بخواهیم خ بمونیم باید تسلط پیدا کنیم بر خودمون یعنی شب میخونی در امان نیستی دو دقیقه بعد کجا باشی در این دنیای جدید مخصوصا و مدرن یعنی اگر نیروی بازدارنده و تقوا درونت نباشه که بخشی ایش باید با کمک نفس باشه بخشیش خدا کمکت بده وذکر بگی تا تقوا داشته باشی بعد اون موقع منحرف میشی اگر کنترل نکنی این میبردتمون دومین نکته اینکه آیا ما مثل (ص) خودمون رو میشناسیم؟؟؟ ببنید در قرآن می فرماید او و قومش از جایی که شما نمیبینید به شما حمله یا اسیب یا هرچی وارد میکنن لذا دیده نشدنشون و شناخته نشدنشون براشون ارزشه ما با چشم دل خودمون هم مون رو نمینشاسیم بله یه آدم های ی رو ممکنه اگر دیده باشیم بدونیم این ماست یا کنترلمون میکنه از راه دور و یا میخنده از ما بعضی اوقات و آدم بدیه ولی تا حالا دیده ایم اونو ولی ی که قرین ماست رو ممکنه نشناسیم و  با چشم دل ندیده باشیم ولی اگر کتاب سیاحت غرب رو خونده باشید از شخصی به نام هادی صحبت میکنه که مارو به اهل بیت وصل میکنه علیهم السلام و شب اول قبر هم یاری داد تا پاسخ ن و منکر بده خوب اون رو ممکنه بشناسیم مانند ی که تو خیابون میبینیم و ناخداآگاه سلام میکنیم و انگار صد ساله دیده همیدگرو میشناسیم ولی بار اوله همدیگر رودیده ایم اینطوری پیش میاد و خود هادی در کتاب میگفت من تعحب میکنم که تو منو نمیشناسی!! لذا میخوام بگم در امان نیستیم ار فتنه های ی حالا اگر ی خوندیم اینطور نیست که آزاد شدیم و شیاطین از راه دیگه وارد میشن که باید تقوا داشت و کنترل کرد!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - , ی ,تقوا , , ,میکنه , میخونیم ,اینکه
بسم الله الرحمن الرحیم , ی ,تقوا , , ,میکنه , میخونیم ,اینکه
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


توو آرزوی لب سقا
شریعه در وشه

هزار هزار چشمه خواهش
زیر پاهاش می‌جوشه

دل فرات موج می‌زنه که ای تشنه! لب تر کن لب‌هاتو
شدم شبیه شوره‌زار دارم می‌نوشم اشک چشماتو
شعله به جون من نکش بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دید

ای ساقی لب‌تشنگان اباالفضل(ع)
از کف مریز آب روان اباالفضل(ع)


توو آرزوی لب سقا
شریعه در وشه

هزار هزار چشمه خواهش
زیر پاهاش می‌جوشه

دل فرات موج می‌زنه که ای تشنه! لب تر کن لب‌هاتو

شدم شبیه شوره‌زار دارم می‌نوشم اشک چشماتو
شعله به جون من نکش بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دید

ای ساقی لب‌تشنگان اباالفضل(ع)

از کف مریز آب روان اباالفضل(ع

آب روون قطره‌ای از تو

به کام من حرومه

اگه تو مشکم نمونی
کار سقا تمومه

یادت بمونه ای فرات که ارباب من تشنه آبه
تا خیمه‌گاه خنک بمون که مثل آتیش دل‌ها بی‌تابه
تویی همون بارونی که تو رویای طفل ربابه

زلال تو تیمم وضومه
سقای دشت کربلا اباالفضل(ع)
از کف مریز آب روان اباالفضل(ع)

یه قطره از من ننوشیدی برو خدا نگهدار 

ولی بزار خواهشت کنم برای آ ین بار

کنار من نفس بکش که عطر تو حل شه توی جونم

همین که با نوازشت حلالم کردی از تو ممنونم

خدا میدونه تا ابد برای لبهات روضه میخونم

از جام دست تو ستاره خوردم 

هرجا باشی دور سرت میگردم

چهار ی که تورا دیده اند

دست علمگیر تو بوسیده اند

هرکه به هر  درد و غمی شد دچار

گوید اگر یکصد ‌و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین

اکشف کربی بحق الحسین

از کرم و لطف جوابش دهید

تشنه اگر آمده آبش دهید

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - اباالفضل ,تشنه ,روان ,فرات ,مریز ,روان اباالفضل ,دارم می‌نوشم ,رسیدیتو انعکاس ,لب‌تشنگان اباالفضل ,شوره‌زار دارم ,ساقی لب‌تشنگان اباالفضل ,خ
بسم الله الرحمن الرحیم اباالفضل ,تشنه ,روان ,فرات ,مریز ,روان اباالفضل ,دارم می‌نوشم ,رسیدیتو انعکاس ,لب‌تشنگان اباالفضل ,شوره‌زار دارم ,ساقی لب‌تشنگان اباالفضل ,خ
بسم الله الرحمن الرحیم


مداح: حاج محمود کریمی - محرم 89

در ادامه مطلب

 

علم به دوش سقا

 چشمای زینب دریا

پر فرشته تر شده از اشک زهرا 

حسین اومده از راه

حسین اومده از راه

علم به دوش سقا

 چشمای زینب دریا

پر فرشته تر شده از اشک زهرا 

حسین اومده از راه

حسین اومده از راه

علی اکبر اذان بگو

الله اکبربه همره مولای حرم 

الله اکبر پیاده شد هرای حرم 

الله اکبر به یاری سقای حرم

الله اکبر به همره مولای حرم 

الله اکبر پیاده شده زهرای حرم 

الله اکبر به یاری سقای حرم

دختر علی اومده شده کربلا تازه کربلا

دم به دم به حسین میگه اومدیم کجا اومدیم کجا

علی اکبر اذان بگو

الله اکبر به همره مولای حرم

الله اکبر پیاده شده زهرای حرم

الله اکبر به یاری سقای حرم

یه حاجی شش ماهه رو دست ثارالله

یه حاجی شش ماهه رو دست ثارالله

دل تمومی این قافله غرق آهه دیگه آ راهه دیگه آ راهه

وای از این غم تو کربلا آقام غریبه

حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه

وقتی بنی ا هرا رو دیدن آقام غریبه

برا حرم نقشه کشیدن آقام غریبه

حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه

وقتی بنی ا هرا رو دیدن آقام غریبه

برا حرم نقشه کشیدن

وقتی که توی کربلا غروب روز عاشورا میشه

تشنه لب زیر دست و پا سر ارباب ما جدا میشه

حسین وای حسین وای حسین وای

 

2.34 مگابایت

 

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - اکبر ,الله ,حسین ,آقام ,غریبه ,اومده ,الله اکبر ,آقام غریبه ,حرم  الله ,حسین اومده ,اکبر پیاده ,آقام غریبه حرمله
بسم الله الرحمن الرحیم اکبر ,الله ,حسین ,آقام ,غریبه ,اومده ,الله اکبر ,آقام غریبه ,حرم  الله ,حسین اومده ,اکبر پیاده ,آقام غریبه حرمله
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت زینب (س) فرمود ما رایت الا جمیلا در مصیبت حسین(ع) و اشک ریخت و داغون شد و از غصه هم بعد از یک سال و نیم درد از دنیا رفت ولی در میگه که بر مصیبت صبر کنید یا می فرماید از مصیبت ها غمگین و اندوهگین نشید که از قبل ثبت شده حالا این چه طور باهم میخونه که حضرت زینب(س) بیشتر از یک سال و نیم دوام نیاورد؟!! و غمگین و افسرده شد خوب اگر از مصیبتی که بر خودش تحت شکنجه یزیدیان هست بگذریم میبینیم بر مصیبت حسین(ع) بود که نتوانست بیش از این تحمل کنه خوب چه جوری حل میشه به نظر میرسه در این ما رایت الا جمیلا و شهادتی که مبارک باشه بر حسین(ع) دو غم وجود داشت برای حضرت زینب(س) یک غم درونی دو غم بیرونی در غم درونی مصیبت دوری و فراق هست که حضرت زینب(س) از کودکی از حسین(ع) فاصله نمیتوانست بگیره و دوستش داشت که این مصیبت فراق بدتر از مصیبت وارده بر حضرت حسین(ع) شاید دل حضرت زینب رو خون کرد حالا ما چقدر اباالفضلی هستیم چقدر دور هستیم از حضرت اباالفضل بشینیم توحه بزاریم گریه کنیم که یا اباالفضل به یاد ما هم باش پیش خدا و عندالله تازه اون هایی که بهشت رفته اند دارن غبطه میخورن از مقام و دوری از حضرت اباالفضل چه برسه ما ما فقط در دنیا میتونیم آدم باشیم وگرنه پرونده ی باز هست و زنده هستند ولی غبطه میخورن یعنی ما دیگه هیچی حساب نمیشیم ولی بازم امید داریم دردنیا که آسونتر از بتونیم با راه میانبری به حضرت اباالفضل توسل و نزذیک بشیم پس این غم فراق خیلی سخته حضرت زینب (س) پدرش رو مادرش رو برادرش رو شهید تحمل کرد دیگه فقط حسین(ع) تنها دلخوشیش بود تو این دنیا البته ما حسینی نیستیم که بفهمیم ارزش و رتبه و مقام حضرت رو پیش خدا پس اولین عامل مصیبت فراق حسین(ع) به نظر میاد باشه و حضرت زینب (س) اگر در اسارت حضرت سجاد(ع) و ن و کودکان نبود اصلا شهید میشد و یا اگر حضرت زینب (س) نبود سجاد (ع) شهید میشد لذا تحمل کرد فقط صبر چمیل عامل دوم شاید سختر بشه بازش کرد عامل بیرونی هست در مصیبت حسین(ع) که حضرت رو دچار افسردگی و غم زیاد کرد بر مصیبت اینه که چه بر سر اومده که پسر پیغمبر (ص) رو دارن شهید میکنن چقدر مظلومیت چقدر ستم و ظلم زیاد شده و دین چه طور شده که پسر پیغمبر به بدترین تحو شهید شد ی که از همه پیش خدا عزیز تر بودش این چه قانونی است؟!! این چه دنیایی است؟!!! این چه ظلمی است؟!! دیگه از این بالاتر افتضاح برای هست؟!! ی که جایگاهش بر دوش پیغمبر بوده اینطوری مورد ضربات شمشیر و نیزه قرار بگیره؟!! خوب در این ظلمت دل هر ی میگیره و دنیا نفرین میشه و خوشی ای باقی نمیمونه این چه دنیایی است که درونش داره این اتفاقات میافته مگر جهنم خدا بر اساس عدل و انصافش نیست؟؟ کمی بیشتر مگه خدا عذاب میکنه ی رو؟! نه به اندازه ی اندازه ش خوب این چه دنیایی است که عدل درش نیست خوب افسرده میشه دلش میخواد بمیره اصلا در بین این همه طاغوت نباشه!!حالا درسته گفتند بر مصیبت صبر کنید ولی بعداز شهادت که ماتوی شهادت گیر دادیم چه با چوب خیزران میزدند بر دندان حسین و پای کوبی در شهادت حضرت چه شکنجه هایی که اینجا لااقل روحی کشید حضرت خوب این چه طوری میشه حلش کرد؟؟!!
برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - حضرت ,مصیبت , ,حسین ,زینب ,شهید , حسین ,حضرت زینب ,مصیبت ,حضرت اباالفضل ,شهید میشد
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت ,مصیبت , ,حسین ,زینب ,شهید , حسین ,حضرت زینب ,مصیبت ,حضرت اباالفضل ,شهید میشد
بسم الله الرحمن الرحیم

درسته تعداد شبکه های تلوزیون زیاد شده و مردم هدفمند تلوزیون نیگاه و تعداد مخاطبان هر شبکه کاهش ولی لااقل شبکه های اصلی یک و دو و سه باید اولا از پراکنده گویی و جویی دور بشن و برسن به داد ملت دوما باید دلسوزباشن و خودشون رو جز مردم بدبخت و ضعیف بدونن نه جزء اشراف سوما ح آماده باش داشته باشن یعنی یه موقعی بود که آبروی این پنج شبکه بود و مجریاش همه بیدار هشیار مردم هم جمع پای تلوزیون دیگه از بهترین افراد مهمان تلوزیون و خانه های ما میشدن اگر قرار بود ی دعوت کنن تلوزیون بهترین خواننده بازیگر کارشناس خوب مخاطب هم داشت الان مردم ریختن تو فضای مجازی اینترنتنی هر کانال و مراجع خاص و کانال های خاص افراد خاص رو پوشش میده و تلوزیون جوابگو نیست و عقب افتاده یعنی فرضا شما از محسن چاوشی خوشت میاد از طریق نشستن پای تلوزیون میدونی به جایی نمیرسی میری در کانال ها و مراجع اینترنتی خاص البته ایشون مصاحبه ی خاصی من ندیدم بلکه فرضی گفتم خلاصه تلوزیون هم فقط آبروداری میکنه و درگیر نمیشه چهارما همینه باید درگیر بشه نه اینکه همش بخاد اوضاع رو آرام جلوه بده باید مثل اخبار آماده باش باشن باید برنامه ی زنده جذاب بزارن به طور جوان پسند و مخاطبان رو‌نرانند البته من تلوزیون کم نگاه میکنم ولی اگر دل ها جمع باشه خود به خود منم جذب میشم لذا میبینم نیست فرا نمیخوانندم! و نشستن دارن هدفمند مخاطبان رو کنترل میکنن محض همین منم نمیخام جز هدفاشون باشم و اون الاف هایی که مجبورن خوراک سرگرمی بهش بدن لذا تلوزیون کم میبینم هدف باید عمومی و اصلی باشه نه مخ زنی من و خصوصی!اگر بخوایم تنهایی پوشش بدیم افراد رو و یا برای یه کارگر برنامه خاص تو‌خونه ش پخش بشه برای یه یه برنامه خاص دیگر جامعه به جایی نمیرسه و تفکیک و اتحاد و همبستگی نابود میشه!! پنجم هم اینکه به نظر میرسه مسولان صداوسیما دیگه اهمیتی براشون نداره که خیلی از برنامه هاشون چند تا بازدیدکننده داره و در پی جذب افراد نیست سیاستشون در حال رد اوقاته چه شصت هزارطرفدار داره چه دویست هزارتا فرق نداره براشون و اهمیت نمیدن!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - تلوزیون ,افراد ,شبکه ,مردم ,برنامه ,مخاطبان
بسم الله الرحمن الرحیم تلوزیون ,افراد ,شبکه ,مردم ,برنامه ,مخاطبان
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت زینب (س) فرمود ما رایت الا جمیلا در مصیبت حسین(ع) و اشک ریخت و داغون شد و از غصه هم بعد از یک سال و نیم درد از دنیا رفت ولی در میگه که بر مصیبت صبر کنید یا می فرماید از مصیبت ها غمگین و اندوهگین نشید که از قبل ثبت شده حالا این چه طور باهم میخونه که حضرت زینب(س) بیشتر از یک سال و نیم دوام نیاورد؟!! و غمگین و افسرده شد خوب اگر از مصیبتی که بر خودش تحت شکنجه یزیدیان هست بگذریم میبینیم بر مصیبت حسین(ع) بود که نتوانست بیش از این تحمل کنه خوب چه جوری حل میشه به نظر میرسه در این ما رایت الا جمیلا و شهادتی که مبارک باشه بر حسین(ع) دو غم وجود داشت برای حضرت زینب(س) یک غم درونی دو غم بیرونی در غم درونی مصیبت دوری و فراق هست که حضرت زینب(س) از کودکی از حسین(ع) فاصله نمیتوانست بگیره و دوستش داشت که این مصیبت فراق بدتر از مصیبت وارده بر حضرت حسین(ع) شاید دل حضرت زینب رو خون کرد حالا ما چقدر اباالفضلی هستیم چقدر دور هستیم از حضرت اباالفضل بشینیم توحه بزاریم گریه کنیم که یا اباالفضل به یاد ما هم باش پیش خدا و عندالله تازه اون هایی که بهشت رفته اند دارن غبطه میخورن از مقام و دوری از حضرت اباالفضل چه برسه ما ما فقط در دنیا میتونیم آدم باشیم وگرنه پرونده ی باز هست و زنده هستند ولی غبطه میخورن یعنی ما دیگه هیچی حساب نمیشیم ولی بازم امید داریم دردنیا که آسونتر از بتونیم با راه میانبری به حضرت اباالفضل توسل و نزذیک بشیم پس این غم فراق خیلی سخته حضرت زینب (س) پدرش رو مادرش رو برادرش رو شهید تحمل کرد دیگه فقط حسین(ع) تنها دلخوشیش بود تو این دنیا البته ما حسینی نیستیم که بفهمیم ارزش و رتبه و مقام حضرت رو پیش خدا پس اولین عامل مصیبت فراق حسین(ع) به نظر میاد باشه و حضرت زینب (س) اگر در اسارت حضرت سجاد(ع) و ن و کودکان نبود اصلا شهید میشد و یا اگر حضرت زینب (س) نبود سجاد (ع) شهید میشد لذا تحمل کرد فقط صبر چمیل عامل دوم شاید سختر بشه بازش کرد عامل بیرونی هست در مصیبت حسین(ع) که حضرت رو دچار افسردگی و غم زیاد کرد بر مصیبت اینه که چه بر سر اومده که پسر پیغمبر (ص) رو دارن شهید میکنن چقدر مظلومیت چقدر ستم و ظلم زیاد شده و دین چه طور شده که پسر پیغمبر به بدترین تحو شهید شد ی که از همه پیش خدا عزیز تر بودش این چه قانونی است؟!! این چه دنیایی است؟!!! این چه ظلمی است؟!! دیگه از این بالاتر افتضاح برای هست؟!! ی که جایگاهش بر دوش پیغمبر بوده اینطوری مورد ضربات شمشیر و نیزه قرار بگیره؟!! خوب در این ظلمت دل هر ی میگیره و دنیا نفرین میشه و خوشی ای باقی نمیمونه این چه دنیایی است که درونش داره این اتفاقات میافته مگر جهنم خدا بر اساس عدل و انصافش نیست؟؟ کمی بیشتر مگه خدا عذاب میکنه ی رو؟! نه به اندازه ی اندازه ش خوب این چه دنیایی است که عدل درش نیست خوب افسرده میشه دلش میخواد بمیره اصلا در بین این همه طاغوت نباشه!!
برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - حضرت ,مصیبت , ,حسین ,زینب ,شهید ,حضرت زینب , حسین ,حضرت اباالفضل ,مصیبت ,شهید میشد
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت ,مصیبت , ,حسین ,زینب ,شهید ,حضرت زینب , حسین ,حضرت اباالفضل ,مصیبت ,شهید میشد
بسم الله الرحمن الرحیم

درسته تعداد شبکه های تلوزیون زیاد شده و مردم هدفمند تلوزیون نیگاه و تعداد مخاطبان هر شبکه کاهش ولی لااقل شبکه های اصلی یک و دو و سه باید اولا از پراکنده گویی و جویی دور بشن و برسن به داد ملت دوما باید دلسوزباشن و خودشون رو جز مردم بدبخت و ضعیف بدونن نه جزء اشراف سوما ح آماده باش داشته باشن یعنی یه موقعی بود که آبروی این پنج شبکه بود و مجریاش همه بیدار هشیار مردم هم جمع پای تلوزیون دیگه از بهترین افراد مهمان تلوزیون و خانه های ما میشدن اگر قرار بود ی دعوت کنن تلوزیون بهترین خواننده بازیگر کارشناس خوب مخاطب هم داشت الان مردم ریختن تو فضای مجازی اینترنتنی هر کانال و مراجع خاص و کانال های خاص رفراد خاص رو پوشش میده و تلوزیون جوابگو نیست و عقب افتاده یعنی فرضا شما از محسن چاوشی خوشت میاد از طریق نشستن پای تلوزیون میدونی به جایی نمیرسی میری در کانال ها و مراجع اینترنتی خاص البته ایشون مصاحبه ی خاصی من نندیدم بلکه فرضی گفتم خلاصه تلوزیون هم فقط آبروداری میکنه و درگیر نمیشه چهارما همینه باید درگیر بشه نه اینکه همش بخاد اوضاع رو آرام جلوه بده باید مثل اخبار آماده باش باشن باید برنامه ی زنده جذاب بزارن به طور جوان پسند و مخاطبان رو‌نرانند البته من تلوزیون کم نگاه میکنم ولی اگر دل ها جمع باشه خود به خود منم جذب میشم لذا ویبینم نیست فرا نمیخوانندم! و نشستن دارن هدفمند مخاطبان رو کنترل میکنن محض همین منم نمیخام جز هدفاشون باشم و اون الاف هایی که مجبورن خوراک سرگرمی بهش بدن لذا تلوزیون کم میبینم هدف باید اعمومی و صلی باشه نه مخ زنی من و خصوصی!اگر بخوایم تنهایی پوشش بدیم افراد رو و یا برای یه کارگر برنامه خاص تو‌خونه ش پخش بشه برای یه یه برنامه خاص دیگر جامعه به جایی نمیرسه و تفکیک و اتحاد و همبستگی نابود میشه!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - تلوزیون ,شبکه ,مردم ,برنامه ,کانال ,مخاطبان
بسم الله الرحمن الرحیم تلوزیون ,شبکه ,مردم ,برنامه ,کانال ,مخاطبان
بسم الله الرحمن الرحیم

راستش این روزا خعلی افسرده ام حال ندارم و ل و همش خواب و همش خواب و توی خوابم ولم نمیکنن شیاطین و خواب های پریشان یعنی هنوز خوابمم نبرده ها میفهمم که دارن میبرن منو به یه عالم هایی که افسرده م کنن و هنوز خوابم نبرده صداهایی میشنوم تا اینکه تصمیم گرفتم مستحبی بخونم توی دلم در رختخواب جواب داد ولی همش ذکر رو توی بیداری هم گم می کافیه چشمام رو ببندم کر و کور میشم بعد گفتم تو رختخواب سوره قل هوالله بخونم بازم هی گیر میکرد و دلم جواب نمیداد و خط رو گم میکرد شاید چند دقیقه باید فشار میاوردم که در حال چشمان بسته فقط یه آیه رو بگم تا اینکه تصمیم گرفتم ذکر لاحول و لا قوة الا بالله بگم تو رختخواب تا خوابم ببره و بل ه جواب گرفتم ببین باید پیرمرد اینکار بشی وگرنه غمت میدن شیاطین باید مبارز بطلبی باید خوشت بیاد که شیاطین بیان پیشت و تو توی خوابم ذکر خدا بگی از شرشون باید خبره بشی و باید توی خوابم ذکر بگیم وگرنه بعد مرگ نمیتونیم جلوی ن و منکر جواب پس بدیم و زبانمون بسته میمونه بله سخته درخواب ذکر گفت ولی باید تمرین کرد خواب خودش یعنی غفلت ولی روایت داریم مومن با یه چشم باز میخوابه لذا نمیگم حتما توی خواب و ذکر بگیم لااقل اقدر ذکر بگیم تا خوابمون ببره کم کم بعدا توی خوابم میگیم بعدم که بیدار شدم حوصله ندارم فقط میتونم یعنی حال دارم فقط  کارتون سیمپسون نگاه کنم و سریال قطار ابدی بعد دوباره خواب نامردا بدجور بختم رو بستن و منم رو خودم نمیارم هیچی نمیگم یا قلیون میکشم این ا هم نگاه میکنم که دوباره چشمام خسته بشه خوابم ببره هر روز یه قسمتشونو میبینم و دوباره خواب!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - خواب ,خوابم ,جواب ,بگیم ,ببره ,گرفتم ,دوباره خواب ,خوابم ببره ,تصمیم گرفتم ,اینکه تصمیم ,اینکه تصمیم گرفتم
بسم الله الرحمن الرحیم خواب ,خوابم ,جواب ,بگیم ,ببره ,گرفتم ,دوباره خواب ,خوابم ببره ,تصمیم گرفتم ,اینکه تصمیم ,اینکه تصمیم گرفتم
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی نیست بگه عزیزم باور کن ما رفتنی هستیم باور کن ما هم میمیریم و روحمون از تنمون جدا خواهد شد انقدر خیالاتی نشیم و فکر همه جا باشیم غیر از اون دنیا ؟!!اصلا ی که نا امید میشه مرگ رو فراموش کرده ما فکر میکنیم خدا بی برنامه مارو خلق کرده و کاری باهامون نداره و م هر کاری درصورتیکه اگر میدانستیم که خواهیم مرد و منتظر مرگ میبودیم هیچ وقت کار بدی نمیکردیم لذا غافلیم بشین فکر کن که تورو خاک میکنن ده سال دیگه بیست سال دیگه هرچقدر دیگه نمیگم از یاد ها فراموش میشی حالا غم بخور گوربابای یاد مردم دنیا بلکه به این فکر باش که به اعم رسیدگی میشه حساب و کتاب داری دنیا ارزشش رو نداشت بله در دنیا راه فرار و کجی و بی قانونی فراونه حتی قانون ها اب ولی ما که برای این دنیا آفریده نشدیم که غرق بشیم باید هرلحظه آماده کنیم خودمون رو برای مرگ و زندگی تازه زندگی ای که افسوسش برای الان ماست که در دنیاییم که چرا آدم نبودیم و کار خیر نکردیم الان در دنیاییم و حجاب و خدا معلوم نیست شاید یا ما نمیبینیمش و بی قانونی فراوان ولی اون دنیا تمام اسرار و عذاب و رحمت آشکار میشه این دنیا دنیای ه و مردم بیشتر غرق شدن درش ولی مرگی هم هست و جهان ابدی که افسوس داره برای هر که چرا بهتر نبودم در دنیا چرا غافل بودم چرا ندیدم خدارو و حسابرسی ن و متنبه نشدم اگر یاد خدا نباشیم در دنیا فرو خواهیم رفت و اگر یاد مرگ نباشیم هم غافلیم در دنیا چقدر برنامه ها ریختیم و دل به آرزوهایی دادیم که گویا تا صدسال دیگه زنده ایم و غصه ی پیری خوردیم و چنان غرق شدیم که دنیای باقی رو فراموش کردیم باید در نظر بگیریم که پای جهنم هستیم اگر در نظر هم نگیریم خودمون جهنم رو خواهیم دید گرچه بهشتی باشیم باید در نظر بگیریم همیشه که قبری داریم که داخلش میزارندمون باید در نظرمون اون دنیا باشه که جوابگو باید باشیم جوابگوی اعمال و رفتارمون ولی در دنیا اینطوری نیست چه بسا جنایتکارانی که در دنیا میگردن راحت بدون اینکه در زندان باشن ولی اون دنیا اینطوری نیست پس کی میخایم از خواب غفلت بیدار شیم؟!!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - خواهیم ,میشه ,باشیم ,اینطوری نیست ,دنیا اینطوری
بسم الله الرحمن الرحیم خواهیم ,میشه ,باشیم ,اینطوری نیست ,دنیا اینطوری
بسم الله الرحمن الرحیم
shia-news.com شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، یکی از افتخارات شیعه این است که همیشه در مقابل دشمنان ولایت با سلاح استدلال و منطق و با شمشیر برهان به میدان بحث و گفتگو آمده و در طول تاریخ با هر فرقه و مسلکی حاضر به مناظره شده است. شیعیان حتی از بزرگترین علما و ماهرترین جدالگران غیرشیعی ابداً هراسی در دل ندارند و این امر بر خود مخالفین روشن است. لذا بسیاری از دشمنان شیعه، جوانان ِ مکتب خود را از بحث با علمای شیعه بر حذر می‌دارند و این خود بهترین دلیل بر بطلان راه آنها و حقّانیت مذهب شیعه است.علمای شیعه حاضرند تمام استدلالات خود را بر اساس منطق و فلسفه و عقل بیان کنند و در بحث با فرقه ای از فرقه‌های ، حاضرند فقط از قرآن و کتاب‌های مورد قبول خودشان استفاده کنند؛ و این خصوصیتی است که هیچ فرقه دیگری دارای آن نیست. موارد زیادی از بحث‌های استدلالی اهل تشیّع با اهل تسنّن در کتاب‌های تاریخی به ثبت رسیده است.

شیعه المؤمنین مانند خود علی (علیه السلام) است که فرمود:«اگر قرار باشد به تخت استدلال تکیه بزنم، با یهودیان به تورات و با یان به انجیل استدلال می‌کنم.»شیعیان نیز به پیروی از خود، اعلان می کنند که با تمام گروه‌ها و فرقه‌های مسلمان و غیر مسلمان حاضر به بحث و استدلال هستند و با دلیل و منطق، ثابت می‌کنند که تنها راه صحیح، تشیع و پیروی از المؤمنین علی علیه السلام است.

ادله حقانیت شیعه
عوامل ظهور و بروز شیعه و یا به تعبیر دیگر: ج شیعه از عامه را می توان در امور ذیل خلاصه کرد:
اوّل: وجود آیات فراوان بر امات و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
دوم: وجود آیات فراوان در مورد فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیه السّلام ـ.
سوم: وجود آیات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
چهارم: وجود روایات فراوان بر ت و ولایت اهل بیت ـ علیه السّلام ـ.
پنجم : وجود روایات فراوان درباره فضایل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
ششم: وجود روایات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
هفتم: وجد روایات فراوان در مرح شیعه و پیروان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
ما سعی کرده ایم در این رساله مخترصر برای هر یک از امور فوق به طور فهرست وارد ادله و شواهدی اقامه نماییم:
امر اوّل: آیات ت
با مراجعه به قرآن کریم پی به وجود آیاتی خو.اهیم برد که بر ت و ولایت علی ـ علیه السّلام ـ یا مجموعه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دل می کنند که در ذیل به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
1. آیه ولایت
خداوند متعال می فرماید: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُوْتُونَ ا َّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونُ » [1] « ولیّ امر شما تنها خدا و رسول خدا و مومنانی هستند که را به پا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند. »
داستان نزول آیه شریفه بنا بر آنچه در کتاب های تاریخی، تفسیری و روایی آمده، چنین است: روزی مرد فقیری در مسجد از مردم تقاضای کمک کرد، علی ـ علیه السّلام ـ که در حال رکوع بود، انگشتر خود را به عنوان صدقه به او داد. آن گاه این آیه توسط جبرئیل پیابر ـ که در منزل بود ـ نازل شد.مضمن این حدیث توسط ده نفر از صحابه نقل گردیده و بیش از پنجاه نفر از علمای اهل سنت آن را در کتب خود آورده اند؛ مثل طبرانی،[2] ابوبکر جصّاص،[3] واحدی،[4] زمخشری،[5] و....
2. آیه انذار
خداوند متعال می فرماید: «اِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ. »[6] « همانا تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایت گری می باشی. »جمهور عامه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت کرده اند که فرمود: « من منذر و علی هادی است و با تو ای علی! هدایت شوندگان هدایت یابند. »[7]
3. آیه تبلیغ
خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنزِلَ الَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ. »[8] « ای رسول! ابلاغ نما آنچه را که پروردگارت محافظت می نماید. »ابن عسا کر به سند صحیح از سعید خدری نقل می کند که این آیه شریفه در روز غدیر خم بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شأن علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد.[9]این حدیث را هشت نفر از صحابه و چهارده نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
4. آیه اکمال
خداوند متعال می فرماید: «الْیُومَ أکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ ال ُ دیناً »؛[10] « امروز دینتان را بر شما کامل نموده ونعمتم را بر شما تمام و راضی شدن بر شما که دین شما است. »خطیب بغدادی به سند صحیح از هریره نقل می کند که هر روز هجدهم ذی حجه (روز غدیر خم) را روزه بگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزه را به او عطا می کند. روز غدیر روزی است که ـ صلّی الله علیه و آله ـ دست علیّ را گرفت و فرمود: آیا من ولیّ مومنین نیستم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! آن گاه فرمود: هر که من مولای او هستم ای علیّ مولای اوست. در این حال عمر بن خطاب دو بار به علی تبریک گقفت و عرض کرد: ای پسر طالب تو مولای من و مولای تمام مسلمانان گشتی، در این هنگام آیه فوق نازل شد. [11]مضمون این حدیث را بیش از پانزده نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
امر دوم: آیات فضائل
در ذیل به برخی از این آیات اشاره می کنیم.
1. سوره دهر
خداوند متعال می فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیرًا، اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورًا »[12]« و هم به دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام یم دهند (و گویند) فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.سی و شش نفر از علمای اهل سنت تصریح نموده اند که این آیه در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است: ف رازی در فسیر الکبیر، ذیل همین آیه، قاضی بیضاوی در انوار نزیل، سیوطی در الدّر المنثور، ابوالفداءِ در تاریخش،[13] بغدادی در تاریخش[14] و غیره.
2. آیه شراء
خداوند متعال می فرماید : « وَ مِنَ النّاسَ مَنْ یَشری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَءُوفُ بِالْعِبادِ»[15] « برخی مردان اند که از جان خود در طلب رضایت خداوند در گذرند و خداوند دوست دار چنین بندگانی است. »ابن عباس می گوید: « این آیه در شأن علیّ ـ علیه السّلام ـ نازل شد، هنگامی که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دست مشرکین فرار کرده و با ابوبکر به غاری پناه برد، علی ـ علیه السّلام ـ در مکه در رخت خواب ـ صلّی الله علیه و آله ـ خو د. »[16] ابن الحدید می گوید: « تمام مفسرین، روایت کرده اند که آیه فوق در شأن علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد، آن هم در شبی که آن حضرت در فِراش ـ صلّی الله علیه و آله ـ آرمید تا جان محفوظ بماند. »[17]
چهارده نفر از علمای اهل سنت بر نزول آیه شریفه در شأن اما علی تصریح نموده اند که عبارت اند از: زینی دحلان،[18] ف رازی،[19] ابن اثیر، دیار بکری[20] و غیره.سیزده نفر نیز تصریح نموده اند که این آیه در « لیله المبیت » بر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل شده است که عبارت اند از: احمد بن حنبل،[21] طبری،[22][23] ابن سعد،[24] ابن هشام،[25] ابن اثیر،[26] ابن کثیر[27] و غیره.
3. آیه مباهله
خداوند متعال می فرماید: « فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا تَدْعُ أبْناءَنا وَ أبناءَکُمْ و نساءَنا وَ نساءَکُمْ وَ أنفُسَنا و أنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَتَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبینَ »[28] « پس هر با تو در مقام مجادله در باره عیسی برآید پس از آنکه به وحی خدا بر احوال و آگاه شدی بگو که بیایید ما و شما با رزندان و ن خود با هم به مباهله می خیزیم تا دروغ گو و کافران را به لعن عذاب خدا گرفتار سازیم. »مفسرین، اجماع دارند بر این که مراد از « انفسنا » در این آیه علی بن طالب ـ علیه السّلام ـ است که در این جا از علی ـ علیه السّلام ـ به نس ـ صلّی الله علیه و آله ـ تعبیر شده است.
احمد بن حنبل نقلمی کنند: هنگامی که این آیه نازل شد ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی، فاطمه ـ حن و حسین را واست، آن گاه عرض کرد: بار خدایا اینان اهل بیت من اند.[29]بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین این مضمون را نقل کرده و آیه را در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام می دانند. از قرن سوم تا سیزدهم نیز بیش از پنجام نفر از علمای اهل سنت این مضمون را نقل کرده اند.
این حدیث را می توان از اه های مختلف تصحیح نمود:
1. حدیث در صحیح مسلم از سعد بن وقاص نقل شده.[30]
2. ترمذی به صحّت آن تصریح نموده.[31]
3. حاکم به صحت آن تصریح نموده.[32]
4. ذهبی در تلخیص المستدرک به صحت آن تصریح کرده. [33]
5. ابن اثیر اصل قضیه را از مسلّمات دانسته است.[34]
6. جصاص تصریح به عدم اختلاف در حدیث نموده است. [35]
7. قاضی ایجی نیز به صحت این حدیث تصریح دارد. [36]
4. آیه مودّت
خداوند متعال می فرماید: « قُلْ لا أسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أجْراً اِلّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی؛ »[37] « بگو من از اجر رس جز این نمی خواهم که مودّت مرا در حق خویشوندان من منظور داریم. »جمهور عامه روایت کرده اند که بعد از نزول آیه فوق، سوال د: ای رسول خدا! نزدیکان تو که مودّت آنان بر ما واجب است کیانند؟ فرمود: « علی، فاطمه، حسن و حسین. »این مضمون را بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین و حدود شصت نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند؛ امثال : سیوطی،[38] طبری،[39] احمد بن حنبل و دیگران.عده ای نیز؛ مانند: ابن حبّان در تفسیرش حدیث را از مسلمات دانسته است.
امر سوم: آیات مرجعیت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ
برخی از آیات دل بر عصمت و مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دارند که عبارت اند از:
1. آیه تطهیر
خداوند متعال می فرماید: « اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرًا »[40] « همانا خداوند اراده کرده تا هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دور کرده و شما را پاک نماید. »شکی نیست که این آیه ـ که دل بر عصمت دارد ـ در شأن اهل بیت ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شده است.این شأن نزول را سیزده نفر از صحابه و ده ها نفر از علمای ا9هل سنت در کتب خود ذکر کرده اند.ترمذی در صحیحش از عمر بن سلمه نقل می کند: « هنگامی که آیه تطهیر بر ـ صلّی الله علیه و آله ـ درخ انه ام سلمه نازل شد، ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی، فاطمه، حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ را دعوت کرد و سپس اء را بر روی آ،ها کشید و عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل بیت من هستند. پس رجس و پلیدی را از آنان دور کند و آنان را پاک فرما »[41]
2. آیه اولی الأمر
خداوند متعال می فرماید: « أطیعُوا اللهَ وَ أطیعُوا الرَّسُولَ وَ ألِی الْأمْرِ مِنْکُمْ. »؛[42] « خدا و رسول و صاحبان امر از خود را اطاعت کنید. »مقصود از اولی الامر معصومینی هستند که اطاعت آنان به طور مطلق همانند اطاعت خدا و رسول خدا واجب است. البته در حقّ انی غیر از این دوازده اما، ادّعای عصمت نشده است. ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « هر ی مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر ی مرا نافرمانی کند خدا را نفرمانی کرده است و هر ی علی را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر ی علی را نافرمانی کند مار نافرمانی کرده است.» [43]
امر چهارم : روایات ت و ولایت
یکی دیگر از عوامل ظهور و بروز شیعه، روایاتی است که دل بر ت و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و در رأس آن علی بن عبی طالب ـ علیه السّلام ـ دارد؛ مانند:
1. حدیث غدیر
اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در غدیر خم فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه »؛[44] « هر که من مولای اویم این علی مولای اوست.»
2. حدیث دوازده خلیفه
اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « ی بعدی اثنا عشر اً کلّهم من قریش »؛[45] « بعد از من دوازده خلیفه و خواهد بود که همه آنان از قریش هستند. »
3. حدیث ولایت
اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: « انت ولیّ کلّ مومن بعدی »؛[46] « تو ولی و س رست هر مومنی بعد از من هستی. »
4. حدیث وصایت
ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « انّ لکلّ نبی وصیّاً؛ و وارثاً و انّ علیاً وصیَّی و وارثی »؛ [47] « همانا برای هر نبی، و صی و وارثی است و همانا علیّ وصیّ و وارث من است. »
5. حدیث منزلت
اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « انت منّی بمنزله هارون من مویسی الّا انّه لا نبیّ بعدی »؛[48] « تو نزد من مانند هارون نزد موسایی، مگر آنکه بعد از من نبی ای نیست. »
6. حدیث خلافت
ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: « انت اخی و وصیّی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و أطیعوا » [49] « تو برادر، وصیّ و جانشین من در میان قومت می باشی، پس به ساخنان او گوش داده و او را اطاعت کنید. »
امر پنجم: روایات فضائل
در ذیل به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
1. حدیث نور
پیابر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « کنت انا و علی بن طالب ـ علیه السّلام ـ نوراً بین یدی الله قبل أن یخلق آدم باربعه آلاف عام، فلمّا خلق آدم قسّم ذلک النور جزئین. فجزء أنا و جزء علیّ » [50] « من و علی بن طالب نوری واحد نزد خداوند متعال بودیم، قبل از آ، که خداوند حضرت آدم را به چهار هزار سال خلق کند، بعد از خلقت آدم آن نور را به دو جزء تقسیم نمود: جزئی من و جزء دیگر از علیّ است. »این حدیث را هشت نفر از صحابه، هشت نفر از تابعین و بیش از چهل نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
2. حدیث « أحبّ الخلق »
علی ـ علیه السّلام ـ ی است که طبق نصّ نبوی : « احبّ الخلق الی الله » است.ترمذی به سند خود از انس بن مالک نقل می کند: مرغ بریانی نزد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود.عرض کرد: خدایا! محبوبترین خلق نزد خودت را نزد من بفرست تا با من در این غذا شرکت کند. در این هنگام علی ـ علیه السلام ـ وارد شد و با او در غذا شرکت کرد. [51]این حدیث صحیح را نه نفر از صحابه، نود و یک نفر از تابعین و پنجاه نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند. هفت نفر از آنان نیز درباره این حدیث کتاب تألیف نموده اند و گروهی از آنان نیز حدیث را از مسلّمات دانسته اند؛ مانند: مسعودی در مروج الذهب،[52] ابن عبد البرّ، محمد بن طلحه شافعی در مطالب السوول،[53] صفوری در نزهه المجالس و فضل بن روز بهان در ابطال الباطل.
این حدیث را می توان از راه هایی تصحیح نمود:
الف ـ عد و وثاقت راویانش.
ب ـ تصحیح جماعتی از علمای اهل سنت؛ مانند: حاکم نیشابوری و قاضی عبد الجبار معتزلی.
ج ـ به شعر در آمدن حدیث که دل بر اشتهار آن دارد.
احمد حسن باقوری مصری می گوید: « اگر ی از تو سوال کند که به چه دلیل مردم علیّ ـ علیه السّلام ـ را دوست دارند، تو باید در جواب بگویی: این دوستی از حدیث نبوی شأن گرفته است، زیرا طبق نصّ ـ صلّی الله علیه و آله ـ علیّ محبوب ترین فرد نزد خداست. »[54]
3. علی ـ علیه السّلام ـ میزان ایمان و نفاق
اما علی ـ علیه السّلام ـ فرمد: « لا یحبّنی الّا مومن و لایبغضنی الا منافق »؛ دوست ندارد مرا مگر مومن و مبغوض ندارد مگر منافق. »
این حدیث را هشت نفر از صحابه و حدود چهل نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند، مانند مسلم در صحیح،[55] ترمذی در صحیح،[56] احمد در مسند [57] و ابن ماجه در سنن. [58]
4. اما علی ـ علیه السّلام ـ برادر معنوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ
جابر بن عبدالله و سعید بن مسیّب می گویند: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بی اصحابش عقد اخوت بست و تنها رسول خدا، ابوبکر، عمر و علیّ باقی مادند، آن گاه بین ابوبکر و عمر عقد اخوت بست و سپس به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: « تو برادر من و من برادر تو ام ».این حدیث را چهارده نفر از صحابه و حدود چهل نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند؛ امثال: ترمذی در صحیح [59] و حاکم در مستدرک.[60]
5. علی و باز بودن درب خانه او به مسجد
احمد بن حنبل از زید بن ارقم نقل می کند که : گروهی از اصحاب، درهایی را از منزلشان به مسجد باز نموده بودند، ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « همه درها بسته شود، غیر از درب خانه علی ».آن گاه فرمود: « من دربها را از جانب خود نبستم و باز نگذاشتم، بلکه مأمور شدم و به مأموریتم عمل نمودم.» [61]ترمذی نقل می کند که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « دربها را به مسجد، ببندید، جز درب خانه علی. » [62]این حدیث را حدود دوازده نفر از صحابه و سی نفر از علمای عامه نقل کرده اند.
6. علی ـ علیه السّلام ـ و ردّ شمس
ابوهریره می گوید: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حالی که سرش در دامان علی ـ علیه السّلام ـ بود خو د، عصر نخوانده بود که خورشید غروب کرد. پیابر ـ صلّی الله علیه و آله ـ که بیدار شد بر او دعا کرد، خورشید بازگشت، علی علیه السّلام، عصر را وقت خود به جای آورد، آن گاه خورشید بازگشت. [63]این حدیث را نُه نفر از صحابه و چهل نفر از علمای عامه نقل کرده اند که ده نفر از آنها درباره این حدیث کتاب تألیف نموده و حدود سیزده نفر نیز آن را تصحیح کرده اند؛ امثال: ابوجعفر طحاوی،[64] طبرانی،[65] بیهقی،[66] هیثمی[67] و قسطلانی.[68]
7. علی ـ علیه السّلام ـ و ابلاغ سوره برائت:
ابو رافع می گوید: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ ابوبکر را برای ابلاغ سوره برائت به مکه فرستاد. جبرئیل بر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل شد و گفت: سوره را یا باید خودت ابلاغ کنی یا ی که از توست. ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی ـ علیه السّلام ـ را به دنبال او فرستاد. علی ـ علیه السّلام ـ بین مکه و مدینه به او رسید، سوره را از او گرفته و بر مردم قرائت نمود. [69]
این حدیثص را هفتاد و سه نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند که برخی از آنها عبارت است از: احمد بن حنبل در مسند،[70] ابن ماجه در سنن[71] و ترمذی در صحیح. [72]
8. علی ـ علیه السّلام ـ مولود کعبه
حاکم نیشابوری می گوید: « در اخبار متواتر آمده است که فاطمه دختر اسد، المؤمنین علی بن طالب، ـ کرّم الله وجهه ـ را داخل کعبه زایید. » [73]این حدیث را هفده نفر از علمای اهل سنت نقل کرده، دوازده نفر به تواتر یا شهرت آن تصریح نموده و نه نفر نیز به اختصاص این فضیلت به علی ـ علیه السّلام ـ تصریح کرده اند.
9. علی ـ علیه السّلام ـ و گرفتن لواء
بریده اسلمی از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می کند که فرمود: « فردا پرچم را به دست ی خواهم داد که خدا رسول او را دوست دارند و او نیز خدا و رسول را دوست دارد. روز بعد ابوبکر و عمر منتظر بودند که آنها را صدا زند، ولی ـ صل الله علیه و آله ـ علی ـ علیه السّلام ـ را در حالی که درد چشم داشت صدا زد و آب دهان در چشم او مالید، آن گاه پرچم را به دست او داد و عده ای نیز با او حرکت د.» [74]
10. علی ـ علیه السّلام ـ اولین مسلمان و مؤمن
ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود: « علیّ اوّلین نفر از اصحاب من است که آورد. »[75]
11. علی ـ علیه السّلام ـ اولین گزار با ـ صلّی الله علیه و آله ـ
حاکم نیشابوری به سندش از علی ـ علیه السّلام ـ نقل می کند که فرمود: « با رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هفت سال قبل از دیگران عبادت . » [76]
12. علی ـ علیه السّلام ـ اعلم صحابه
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود : « من خانه حکمت و علیّ درب آن است. » [77]
و نیز فرمود: من خانه علم و علیّ درب آن است، هر ی که ارده علم مرا دارد باید از درب آن وارد شود. »[78]
امر ششم: وجود روایات فراوان در مرجعیت دینی اهل بیت ـ علیه السّلام ـ
ازروایات نیز می توان مرجعیت دینی اهل بیت ـ علیه السّلام ـ را استفاده نمود که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. حدیث ثقلین
ترمذی از جابربن عبدالله انصاری نقل می کند که: در حجه الوداع روز عرفه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را دیدم درح الی که بر شتر خود سوار بود و خطبه می خواند. شنیدم که فرمود: ای مردم! من در میان شما دو چیز گران بها می گذرام که اگر به آن دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم. [79]
مضمون این حدیث را سی و چهار نفر از صحابه نقل کرده اند و نیز دویست و شصت و شش نفز از علمای اهل سنت در کتب خود به آن اشاره نموده اند.
2. حدیث « انا مدینه العلم »
حاکم نیشابور به سند خود از جابر نقل می کند که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « من شهر علم و علی درب آن است، هر ی که اراده کرده است شهر علم را دریابد باید از درب آن وارد شود. » [80]
مضمون این حدیث را ده نفر از صحابه پانزده نفر از تابعین و ده ها نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
3. حدیث سفینه
اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « مثل اله بیت من مثل کشتی نوح است، هر ی از آن تخلف کند در آتش قرار خواهد گرفت.»[81]
این حدیث را هشت نفر از صحابه؛ هفت نفر از تابعین و صد و پنجاه نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
4. حدیث امان
حاکم نیشابوری از این عباس نقل می کند که ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « ستارگان، امان بر اهل زمین اند. از غرق شدن و اهل بیت من امان این امت از اختلاف اند، اگر قبیله ای از عب با اهل بیتم مخالفت نمایند بیت خودشان اختلاف شده و از گروه محسوب خواهند شد. » [82]
این حدیث را گروه زیادی از علمای اهل سنت نقل کرده اند.
5. حدیث: « علیّ مع الحقّ »
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « خدا رحمت کند علیّ را، با خدایا! هر جا علی است حق را با او قرار بده. » [83]
حاکم نیشابوری از ام سلمه نقل می کند که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « علیّ با قرآن و قرآن با علیّ است، این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. » [84]
این حدیث را بیست و سه نفر از صحابه و ده ها نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند. آیات و روایاتی که در شأن اهل بیت ـ علیه السّلام ـ ذکر شدند تنها فضیلتی برای آنان محسوب می شود بلکه از آنجا که این فضائل انحصاری آنان است دل بر افضلیت و برتری آنان بر دیگران دارد، و طبق نصّ عدّه ای ای اهل سنت همچون ابن تیمیر ت حقّ افضل امت است.
امر هفتم : وجود روایات فراوان در مدح شیعه
در مصادر حدیثی اهل سنت روایات بسیاری می ی م که اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پیروان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را تحت عنوان شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ مورد مدح و ستایش قرار داده است، اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم:
جابر بن عبدالله انصاری می گوید: نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم که علیّ ـ علیه السّلام ـ وارد شد، ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « قسم به ی که جانم به دست اوست همانا این (علی) و شیعیان او قطعاً انی هستند که روز قیامت به فوز بهشت و سعادت نائل خواهند شد.»[85]
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: « رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به من فرمود: تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.» [86]
این مضمون را حدود سی و چهار نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند که برخی از آنها عبارت اند از: ابن ع ر، ابن حجر، ابن اثیر، طبرانی، هیثمی، حاکم نیشابوری، سیوطی، ابن حجر، بلاذری، طری، خطیب بغدادی، علامه مناوی، متقی هندی، آلوسی و شوکانی.

برای اثبات حقانیت مذهب شیعه دوازده ی دلایل منطقی و متقن فراوانی وجود دارد، براهین موجود را می‏توان به سه دسته کلی تقسیم نمود: 1. براهین عقلی، 2. دلایل قرآنی، 3. روایات اکرم(صلی الله علیه واله).
طبیعی است گستردگی هر یک از این استدلالات، مطالعه کتاب های متعددی را می‏طلبد و در این مختصر امکان بحث از آنها نیست؛ لیکن اختصارا به این برهان اشاره می‏گردد:

یک. از دیدگاه قرآن:

1. از نظر قرآن ی و ت امت، حتما باید به ‏دست انسانی معصوم باشد که از هر گونه کژی دور باشد. این نکته‏ به تع ر مختلفی در کتاب ‏الهی بیان شده‏ است. از جمله هنگامی که ابراهیم(ع) به‏ ت رسید و آن منصب الهی را برای فرزندانش درخواست نمود پاسخ آمد: عهد من به ستمکاران نمی‏رسد.«قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ؛[بقره/124] خداوند به او فرمود: «من تو را و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز انى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى ‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»آیه مذکور نشان می‏دهد که ت منصبی الهی است؛ نه به انتخاب افراد و به انی اعطا می شود که از هر ظلمی با مفهوم وسیع قرآنی آن پاک و مبرا باشند.آیه ابلاغ: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»[مائده/67] و به دنبال آن آیه اکمال دین که درخصوص ولایت المؤمنین(علیه السلام) است و جزئیات آن در روایات متواتره بیان گردیده است.

دو. از دیدگاه عقلی نیز باید توجه داشت که:

1. وم ی در جامعه، امری ضروری و انکار ناپذیر است.
2. ی در جامعه‏ ی، باید براساس‏ احکام و قوانین الهی باشد.
3. احکام الهی و اجرای آن به وسیله ی ممکن است که صد در صد به زوایای آن احکام آگاه و نسبت به آنها متعهد باشد.به عبارت دیگر اگر (صلی الله علیه واله) حضور ندارد، این شرایط و اوصاف در نزدیک‏ترین فرد به‏ آن حضرت می باشد و به شهادت تاریخ و گواهی خلفا، هیچ در این جهات قابل مقایسه به ان معصوم(علیهم السلام) نبوده است. حتی خلفا در موارد بسیاری احساس نیاز به ائمه(علیهم السلام) می‏ د.

سه. از دیدگاه روایی:

روایات بی شماری از اکرم(صلی الله علیه واله) در کتاب‏های شیعه و سنی، به تواتر نقل شده که به صراحت ت و ولایت اهل بیت(علیهم السلام) را ثابت میکند مانند:
1. روایات مربوط به حادثه غدیر،
2. روایات لیله الانذار،
3. احادیث سفینه،
4. احادیث ثقلین و...
 

تا وقتی (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه و سنی نبود. همه بود. بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ، احمد حنبل ، ابو حنیفه ، مالک و شافعی.هنوز یک دقیقه نشده!!اولا: ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم، سه تا آیه داریم، قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمه اهل بیت  می رسد می فرماید : یطهرکم تطهیرا [احزاب/ ۳۳]"یطهرکم" یعنی معصومند. هیچ نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست. نه شیعه گفته نه سنی.

دوما : اهل بیت در قرن اول هجری بودند، اما چهار تا عالم سنی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد حنبل مال قرن دوم هجری بودند.اهل بیت یک قرن از آنها جلوتر بودند.قرآن می فرماید "و السابقون السابقون اولئک المقربون " [واقعه ۱۰-۱۱]

سوما : تمام اهل بیت شهید شدند، یکی از علماء اهل سنت سیلی نخوردند .قرآن می فرماید : "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " [نساء ۹۵]

نتیجه:ما شیعه هستیم بدلیل اینکه:
یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم، که معصومند «یطهرکم تطهیرا»
دو :یک قرن جلوترند «و السابقون السابقون »
سوم : همه ائمه شهید شدند « قتلوا فی سبیل الله »

البته باید بدانید که این مقدار آگاهی، برای ی که خود را در معرض انواع شبهات قرار داده، هرگز کافی نیست و نیازمند مطالعات جدی است. که در پایان منابعی در این رابطه خدمت شما معرفی می کنم.علاوه بر مطالب فوق، فقط همین قدر کافی است بدانید که تمام عقاید شیعه از طریق منابع اهل سنت قابل اثبات است و کتاب هایی مانند ((عبقات الانوار)) که ده ها جلد می باشد, همه با منابع اهل سنت حقانیت شیعه را به اثبات رسانده است.نویسندگان برخی از کتب ذکر شده خودشان از علمای اهل سنت بوده که پس از تحقیق شیعه شده اند. برخی از این کتاب ها مناظرات علمای شیعه و سنی می باشد. مانند المراجعات که بسیار عمیق و عالی است و بزرگترین علمای اهل سنت را به اعتراف نسبت به حقانیت شیعه واداشت.

دیندار واقعی ی است که به تمامی فرامین الهی پایبند باشد و از تمام دستورات اطاعت کند، نه این که هر عملی موافق طبع او بود انجام داده و هر کدام که مخالف بود رها کند.اگر تمام فرامین الهی؛ اعم از واجب و حرام، سهل و سخت و... را انجام داد، می‌شود به او گفت دیندار واقعی، گاهی اشخاصی به عنوان دیندار در بین مردم هستند که فقط ظاهر خود را حفظ می‌کنند امّا در واقع، همه دستورات دین را انجام نمی‌دهند؛ این شخص به عنوان سمبل دینداری نمی‌تواند باشد، زیرا ی سمبل دینداری است که: هیچ نقص و کاستی در دین او نباشد.

حال یک عده، اشخاصی که خود را دیندار واقعی می‌نامند را دیده و می‌گویند: دینداران، انسان‌های در غایت تز ل هستند و این در حالی است که این اشخاص، دیندار واقعی نیستند و دیندار واقعی در دین خود هیچ تز لی ندارد.اباصلت هروی روایت می‌کند که از رضا(علیه‌السلام) درباره ایمان سوال ، فرمود:«اَلاِیمانُ عَقدٌ بِالقَلبِ وَ لَفظٌ بِاللِّسانِ وَ عَمَلٌ بِالجَوارحِ لایَکوُنُ الاِیمانُ اِلّا هَکَذا؛ ایمان، اعتقاد با قلب و گویش با زبان و عمل به اعضا و جوارح است و ایمان جز این چیز دیگری نیست.» مومن واقعی که همان دیندار واقعی است، هم در گفتار، هم در رفتار و هم در کردار، تمام فرامین الهی را انجام می‌دهد.

شهید مرتضی آوینی در مورد دینداری می‌گوید:دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند و گرنه، در راحت فراغت و صلح چه بسیارند اهل دین!دیندار واقعی ی است که همیشه و همه حال پایبند به دین باشد، امّا انی که فقط در رفاه و آسایش، یا در هر جا که به نفعشان است چهره دینداری به خود بگیرند، در واقع دیندار نیستند. و این گونه افراد هستند که تز ل در دین خود دارند، نه دینداران واقعی.

پانوشت:[1] . مائده ( 5 ) آیه 55.
[2] . معجم الاوسط، ج7، ص 10، ح6228.
[3] . احکام القرآن، ج2، ص 446.
[4] . اسباب النزول، ص 133.
[5] . الکشاف، ج1، ص 649.
[6] . رعد ( 13 ) آیه 7.
[7] . جامع البیان، ذیل آیه .
[8] . مائده ( 5 ) آیه 67.
[9] . ترجمه ایام علی ـ علیه السّلام ـ ابن ع ر، ج2، ص 86.
[10] . مائده ( 5 ) آیه 3.
[11] . تاریخ بغداد، ج8، ص 290.
[12] . دهر ( 76 ) آیات 8 و 9 .
[13] . تاریخ الفداء ، ج1، ص 126.
[14] . تاریخ بغداد، ج13، ص 191.
[15] . بقره ( 2 ) آیه 207.
[16] . مستدرک حاکم، ج3، ص 4.
[17] . شرح ابن الحید، ج 13، ص 262.
[18] . السیره الحلبیه، ج1، ص 306.
[19] . فسیر الکبیر، ج 5،: ص 223.
[20] . اسد الغابه، ج 4، ص 25.
[21] . تاریخ الخمیس، ج1، ص 325.
[22] . سمند احمد، ج1، ص 348.
[23] . تاریخ طبری.
[24] . طبقات ابن سعد، ج1، ص 212.
[25] . سیره ابن هشام، ج2، ص 291.
[26] . کامل ابن اثیر، ج2، ص 42.
[27] . البدایه و النهایه، ج7، ص 338.
[28] . آل عمران (3) ، 61 .
[29] . سمند احمد، ج1، ص 185.
[30] . صحیح مسلم، ج7، ص 120.
[31] . صحیح ترمذی، ج5، ص 596.
[32] . مستدرک حاکم، ج3، ص 150.
[33] . همان.
[34] . کامل ابن اثیر، ج2، ص 293.
[35] . احکام القرآن ، ج2، ص 16.
[36] . شرح مواقف، ج8، ص 367.
[37] . شوری ( 42 ) آیه 23.
[38] . درالمنثور، ج6، ص 7.
[39] . جامع البیان، ج 25، ص 14 و 15 و مسند احمد، ج 1، ص 199.
[40] . احزاب ( 33 ) آیه 33.
[41] . صحیح ترمذی، ج5، ص 327.
[42] . نساء ( 4 ) آیه 59.
[43] . ترجمه علی ـ علیه السّلام ـ ابن ع ر، ج1، ص 364.
[44] . مسند احمد، ج6، ص 401، ح 18506.
[45] . صحیح بخاری، باب الاستخلاف.
[46] . المعجم الکبیر، ج 12، ص 78.
[47] . تاریخ دمشق، ج 42، ص 392.
[48] . صحیح ترمذی، ج 5، ص 641، ح 3730.
[49] . کامل ابن اثیر حوادث سالم سوم بعثت.
[50] . تذکره الخواص، ص 46.
[51] . صحیح ترمذی، ج5، ص 595.
[52] . مروج الذهب، ج1، ص 711.
[53] . مطالب السوول ، ص 42.
[54] . علیّ اما الئمه، ص 107.
[55] . صحیح مسلم، ج1، ص 120، ح 131، کتاب الایمان.
[56] . صحیح ترمذی، ج5، ص 601، ح 3736.
[57] . مسند احمد، ج1، ص 135، ح 643.
[58] . سنن ابن ماجه، ج1، ص 42، ح 114.
[59] . صحیح ترمذی، ج5، ص 601، ح 3736.
[60] . مستدرک حاک، ج3، ص 16، ح 4289.
[61] . مسند احمد، ج4، ص 369.
[62] . سنن ترمذی، ج5، ص 641.
[63] . الخصائص الکبری ، ج 2‍، ص 324.
[64] . کشف الرمس، سوطی، ص 29.
[65] . همان، ص 34.
[66] . همان.
[67] . مجمع ا وائد، ج 8، ص 279.
[68] . المواهب اللدنیه، ج 1، ص 358.
[69] . در المنثور، ج3، ص 210.
[70] . مسند احمد، ج 4، ص 165.
[71] . سنن ابن ماجه، ج!، ص 44.
[72] . صحیح ترمذی، ج5، ص 636.
[73] . مستدرک حاکم، ج3، ص 550، ح 6044.
[74] . تاریخ بری، ج3، ص 93.
[75] . مسند احمد، ج5، ص 662، ح 19796.
[76] . مستدرک حاکم، ج3، ص 112.
[77] . صحیح ترمذی، ج5، ص 637.
[78] . مستدرک حاک، ج3، ص 127.
[79] . صحیح ترمذی، ج5، ص 621.
[80] . مستدرک حاکم، ج32، ص 136.
[81] . نهایه ابن اثیر، ماده زخّ.
[82] . مستدرک حاکم، ج3، ص 149.
[83] . همان، ص 135 و صحیح ترمذی، ج5، ص 592.
[84] . مستدرک حاکم، ج3، ص 34.
[85] . در المنثور، ج6، ص 589.
[86] . ترجمه ال علی بن طالب، ابن ع ر، ج2، ص 345، رقم 845 .

وهمچنین منابع دیگر مورد استفاده:

1-بخشی از سخنان حجت ال قرائتی

2-علی اصغر رضوانی - شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ص41

منبع: بکه وبلاگی کردستان

انتهای پیام/ ز.ح
برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - علیه ,الله ,السّلام ,صلّی ,حدیث ,فرمود ,الله علیه ,صلّی الله ,علیه السّلام ,علیهم السّلام ,صحیح ترمذی، ,وجود روایات فراوان ,کتاب تألیف نموده ,أَی
بسم الله الرحمن الرحیم علیه ,الله ,السّلام ,صلّی ,حدیث ,فرمود ,الله علیه ,صلّی الله ,علیه السّلام ,علیهم السّلام ,صحیح ترمذی، ,وجود روایات فراوان ,کتاب تألیف نموده ,أَی
بسم الله الرحمن الرحیم
     
مدرسه علمیه (ره) > صفحات اساتید >  معظم فاطمی نیا > سیری در صحیفه سجادیه ۷۴
سیری در صحیفه سجادیه ۷۴
آیت الله فاطمی نیا؛ 19 / اردیبهشت / 1396
توسط thaqalain5 در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

حضرت فاطمی نیا روز قبل از جماعت مغرب و عشاء در مسجد جامع ازگل، به ادامه بحث شیرین سیری در صحیفه سجادیه پرداختند که مشروح آن در ذیل آمده است.

 
 
 
  < on tabindex="-1" style='height: 30px; border: none; cursor: pointer; transition: opacity 0.25s, background 0.25s, visibility 0.25s; position: relative; float: left; width: 24px; background: url("data:image/png;base64,ivborw0kggoaaaansuheugaaabgaaaaecaqaaaccjxzuaaaayeleqvr4awognrgfpawqdazaqajkofphgbfjg8r/2vdbviy7ghwoyeg24rmchcnhpohhdxdj4wnq+i0m+zvqgn6hsf6iuoafaji/sbab7hrohw9f/sbz6hzskzdtwsgaadntjoabsotoaaaaaelftksuqmcc") 50% 50% / 24px 30px no-repeat;'> 00:45             36:39< on tabindex="-1" style='height: 30px; border: none; cursor: pointer; transition: opacity 0.25s, background 0.25s, visibility 0.25s; position: relative; float: left; width: 26px; background: url("data:image/png;base64,ivborw0kggoaaaansuheugaaaboaaaaecaqaaacy0sztaaabz0leqvr4awmyjgaumdewmzcspouxju+kdqmxaw1aarygdicgsfjchd/owmelfmgrhd1a4uutay+qzxlsdkmha1+z/tuf0qimtljdz9tp+27ly/0m4kbbwgdqv1/gjcmgdlz6yaa2u9gyhbgkggr2ph3zfwf/1f0mshdsk8uzbdylxmthejhqfbuvgq9tk9d//sd4dv/f/eebkehuanjjegybt/k78xieocwulwiqxtqkcwi/mmsqyhc/shioupjuahb5cgfwtqf3i0mgaq6jwybniofbmsakpvn27uegdpi349dxmgheku2byyasklz/iymqzobotnm4e8v+lcca2gboksqgcdfjcrqdwbr7du0mflidncfaavhkdaagz2zgxwd4cz6ejipq5yyzxgzsecnxq35gpsryt+lvatlwtta9njdtmigj2gtezmcskpzifoklpj14jtdj6jjj4ci5nyozxkccuqaamvp+znqaussaaaaasuvork5cyii=") 50% 50% / 26px 30px no-repeat;'>          
 
  •  
    سیری در صحیفه سجادیه 74آیت الله فاطمی نیا؛ 19 / اردیبهشت / 1396

فایل صوتی

در این متن می خوانید:
  1. مخصوص خدا بودن مدح و ثنای انسان در تمام حالات
  2. فرق مدح و ثنا و حمد از دید علما
  3. جمیل اختیاری چیست؟
  4. بزنگاهی در عبارت صحیفه‌ی سجّادیّه
  5. نازل شدن مصیبت بر روی زمین با آمدن در کتاب محفوظ
  6. بیزاری خدای متعال از متکبّر مفا ه کننده
  7. برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - است، ,چیزی ,می‌گوید ,یعنی ,شادی ,قبول ,خدای متعال ,شَیْئاً مِنْ ,می‌گوید  «وَ ,العباس مبرّد ,جلال الدّین ,یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ ,چنین میدان پر
    بسم الله الرحمن الرحیم است، ,چیزی ,می‌گوید ,یعنی ,شادی ,قبول ,خدای متعال ,شَیْئاً مِنْ ,می‌گوید  «وَ ,العباس مبرّد ,جلال الدّین ,یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ ,چنین میدان پر
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عوامل رایج حالا بهتره بگیم گمراهی ما که این روزا من دچارشم و انتظارات الهی اینه که درست بشه وگرنه درجا خواهم زد و خدا ازم ایراد گرفته که دیگه بزرگ شدی یارو باید حلش کرد خلاصه یکی از علل های رایج گمراهی که در سطح های مختلف مختلفه ساده نگری به قضایا هست یعنی میخوایم ساده حلش کنیم اینطوری که نمیشه حالا اگر عالم هستیم چرا ساده از قضیه ی غدیرخم رد میشیم اگر مسلمانیم چرا ساده از داستان های (ص) رد میشیم و ده تا داستان هم یادمون نیست خوب این چه مسلمانی ای هست؟؟ چرا انقدر قضایا رو ساده در نظر میگیریم و کنار میاییم و حل میکنیم الان اینطوری خدا به من گیر داده که دارم عرض میکنم که چرا ساده گرفتم خدا در قرآن میفرماید آیا تفکر نمیکنید؟؟!! یه علتش همینه که یعنی ساده میگذرید از این قضایا؟!!! بله در مسائل سنی هم همینه سنی ها میگن حضرت علی(ع) مرد خوبی بود و مثل عثمان و عمر و ابوبکر میدونن قضیه اش که اینا همشون خوب بودن برای خودشون و همسطح اینطوری که نمیشه عزیز من انقدر ساده نگیریم گمراهی یه امت در دست ماست فردا باید جواب بدیم اگر کوتاه بیاییم مارو در زمره ی سنی ها محشور میکنن مسئله ی غدیر خم مسئله ی ساده ای نیست که اصلا بی توجهی بهش از هزارتا غفلت و گناه بدتره لذا باید کار کرد باید انتشار داد ذهن ها رو بیدار کرد نباید ساده گذشت یه موقع هست ما ساده برای خودمون حل کردیم یه موقع هست ساده گرفتیم و روشنگری نمیکنیم اینا همش عوامل گمراهی آشکار هست!!! ما ده تا داستان از (ص) و ان دیگر یادمون نیست کجا مسلمونیم چی رو ساده گرفتیم دین خدارو؟؟ خوب اون دنیا بهشت هم بریم در زمره ی ابلهان و دیوانگان میبرندمون نه در زمره ی علما و بزرگان دین!! باید کار کنیم روی خودمون وگرنه ظلمانی میشیم یه همچین انتظاری خدا از من داره که ساده ننگرم راحت نیست مسئله لااقل فکر کنم لااقل تحقیق کنم لااقل انتشار کنم مسائل مختلف دین از جمله ت رو!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - ساده ,گمراهی ,مسئله ,لااقل ,زمره ,میشیم ,ساده گرفتیم ,یادمون نیست
بسم الله الرحمن الرحیم ساده ,گمراهی ,مسئله ,لااقل ,زمره ,میشیم ,ساده گرفتیم ,یادمون نیست
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
وبلاگ یاب اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات وبلاگ یاب هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © weblogyab 2016-2017 Run in 0.377 seconds
RSS