movies, chocolate and ... tea

movies, chocolate and ... tea از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

موردی بی سابقه

با نهایی ... پی نویس ها و bibliog ... hy، چپاندن سه چهار تا ع ... و زیر و رو ... هشتاد و شش صفحه مطلب، کارم رسیده به جایی که کلمات از ذهنم فراری شده اند. باورتون می شه حرفی برای گفتن ندارم؟ نه باور کنید ندارم علی رغم اینکه دنیا پر از خبرهای ریز و درشته و اطراف من هم ماجرا کم نبوده. اما واقعا حرفی برای گفتن ندارم. احساس بلاهت و خالی شدن می کنم. کله ام که پوک بود، الان کلا تهی شده. دنیا به طرز ملموسی ابله و خالی جلوه می کنه و آدم ها سایه های لرزانی هستند که می ایند و می روند بدون اینکه ذره ای از خودشون اثر به جا بگذارند. 
به اهستگی در باتلاق نرمی غرق شده ام که اسمش افسردگی است. این باتلاق جای جالبی نیست اما فرو رفتن در انزوای خود خواسته شیرینه. حوصله ... ی را ندارم اما کماکان به دوستانم پیشنهاد می کنم که اگر دوست داشتند پیش من بیایند. شاید هنوز در برابر افسردگی مقاومت می کنم چون انطوری هم که ادعا می کنم در انزوا فرو نرفته ام. دوست دارم دور و برم خلوت باشه، صدا از جایی بلند نشه و من در هزارتویی بی سر و تهی که برای خودم ساخته ام غرق بشم.
می توانم همینطور با کلمات بازی کنم و برای خودم بنویسم بدون اینکه حرفی زده باشم. صبر میکنم تا حرف از میان کلماتی که برای خودشون ردیف می شوند بیرون بیاد. چه حرفی، چه صجبتی چه مطلبی؟ دنیا در سراشیب همیشگی سقوطه، هیچ چیز با گذشته فرق نکرده الا اینکه ما داریم یاد می گیریم که بهتر به گذران پوچ عالم نگاه کنیم. خیلی باید تلخ باشه که برسیم به جایگاه سوالات ازلی بشر. از کدوم گوری آمده ام؟ برای چه  کوفتی امدم؟ به کدوم ... اب شده ای قراره برسم، پس چرا معلوم نمی کنه که تهش کدوم جهنم دره ای در انتظار منه؟ (ببخشید که اون شعر معروف را به گند کشیدم)
با موریتس مکالمه نا موفقی داشتم که تهش رسیدم به اعتراف اینکه باورم را به aftermath ازدست داده ام. یکی از سوال های بالا جو نداره. هیچ کوفتی در انتظارمون نیست. موریتس هم خیلی ساده گفت هیچ چیز اون ور نیست، چون اصلا بعد از این دیگه اون وری نیست. بعد شلنگ تخته ن بیرون رفت تا از تنهایی و دل ش ... تگی کیتی نهایت استفاده را ه. البته در مکان ی اشتباه کرد و آنیتی مجبور شد جفتشون را از خانه اش بیاندازه بیرون که اگر می خواهید بروید سانفرانسیکو، کاناپه من جای اینکار نیست من هم حوصله دیدن ... ... را ندارم. 
انیتی عقیده داشت که مورتیس عوض شده. من هم باهاش هم عقیده بودم. جای دو زخم روی صورتش بود. یکی روی شقیقه، یکی دیگه درست زیر بینی اش. انجایی که لب و بینی به هم می رسند. می گفت در تاریکی شب یک علامت راهنمایی رانندگی را ندیده و با دماغ افتاده روی تیزی تابلو. بعد هم که دیگه شر و شر از بینی اش داره خون میاد، غش کرده. بقیه مجبور شده بودند پاهاش را بالا بگیرند تا خون به مغزش برسه و زنگ برنند اوژانس. در همین هیر و ویر الگا هم از راه رسیده و معشوق سابق را خونین و مالین روی زمین دیده. من بودم تمام نا مرادی ها را فراموش می ... اما الگا دست در دست دوست جدیدش، یک نگاه انداخته و گفته: باز تو خون دیدی کولی؟ 
راجع به زخم شقیقه اش حرفی نزد. کما اینکه خیلی چیزهای دیگه را هم نگفت. فقط به من گفت که اخیرا به احساساتش اجازه بروز می ده. گریه می کنه، بغض میکنه، زیاد حرف می زنه و بیشتر ورزش میکنه. 
کماکان خالی هستم و چیزی برای گفتن ندارم. حتی ردیف ... این کلمات هم حس نوشتن را در من زنده نکرد. بهتره یک مدت زبان به کام بگیرم و قلم به نیام کشم! (واه واه چه غلط ها)


برچسب ها : موردی بی سابقه - اینکه ,ندارم ,حرفی ,خیلی ,کدوم ,بینی ,برای گفتن ,برای خودم ,بدون اینکه ,گفتن ندارم ,حرفی برای
موردی بی سابقه اینکه ,ندارم ,حرفی ,خیلی ,کدوم ,بینی ,برای گفتن ,برای خودم ,بدون اینکه ,گفتن ندارم ,حرفی برای
عنوان وبلاگ : movies, chocolate and ... tea
منبع :
داوینچی کد یا پست ثابت. برای خواندن پست های جدید scroll down please

دوستان محترمی که محض تعقیب روزانه ها و افکار نویسنده این وبلاگ بخشی از وقت عزیزتون را صرف خواندن نوشته های من می کنید
"راقم سطور فوق"  راه حل خواندن نوشته هاش را به شازده خانمی حواله داده که محض رسیدن به قدرت هر غلطی دلش می خواست کرد و بهایش را هم با سپردن her little neck به دم شمشیر بی نظیری که سفارشی براش از فرانسه آورده بودند، داد. البته تاریخ دانان اشاره می کنند که پراندن سر بانوی فوق همچین ها هم بدون محکمه و قانون نبوده. ایشون اتهام ها متوجه شون بوده. مثل ی ، جادوگری، خیانت، سانفراسیسکو رفتن با هر چی مرد و پسر خوشگله و ....اما همین تاریخ دانان مانده اند که چرا صاحب شمشیر فوق، رای دادگاه صادر نشده،  به امر شاه نشسته بود روی اسب و به سمت لندن در حال حرکت بود! مورخین خانم باجی که به شایعه بیشتر از سند اهمیت می دهند دلیل این موضوع را در پسر نزائیدن باتوی فوق و دل دادن شوی اش به بانوی مدل جدیدتری ربط می دهند. خود دانند و خدایشان که ما هنوز بهمون ثابت نشده راز بند شل شلوار هنری چی بوده.  اما هر چه بود مملکتی با این خانم به هم ریخت و دختر خانم موقرمز این بانو کاری با بلاد تحت سلطه اش کرد که هیچ ... کبیری با ایران نکرد. اون وقت برید تو وبلاگتون بنویسید چرا فلانی کفشداری حرم ... رضای سلطان صاحبقران به هیچ جاش حساب نکرده. حیف که ما هنری داشتیم   اما به جای بانوی فوق که آشوبی به جان کشور و لشکر انداخت و یک مملکت طاعونی و را به یک جای دیگه تبدیل کرد، یک فوج لشکر اناث بی بر و بهره دا شتیم که شا ا رشون سرودن اشعار بند تنبانی و فرو ... سوزن در ملاج بچه سوگلی ها بود. واقعا که خلایق هر چه لایق.
خدا بیامرزدت هدایت که این ملت را خوب شناختی. 

 
برچسب ها : داوینچی کد یا پست ثابت. برای خواندن پست های جدید scroll down please - خانم ,بانوی ,خواندن ,تاریخ دانان ,خواندن نوشته
داوینچی کد یا پست ثابت. برای خواندن پست های جدید scroll down please خانم ,بانوی ,خواندن ,تاریخ دانان ,خواندن نوشته
عنوان وبلاگ : movies, chocolate and ... tea
منبع :
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
وبلاگ یاب اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات وبلاگ یاب هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © weblogyab 2016-2017 Run in 0.138 seconds
RSS