زن وجودم

عبارت زن وجودم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
ا ... امات ایزو 9001 ویرایش سال 2015-بخش 7  
۵\-1\-2 nbsp مشتری مداری تمرکز بر مشتری در ایزو 9001مدیریت ارشد باید و تعهد خود به مشتری مداری را اظهار و از طریق موارد زیر اطمینان حاصل نماید که الف ا ... امات مشتری و ا ... امات قانونی و مقررات تعیین، درک و به طور دائمی برآورده می شوند،ب ریسک ها و فرصت هایی که می توانند برانطباق محصول و خدمات اثر گذارند و همچنین مواردی که می توانند بر توانایی بر افزایش رضایت مشتری تاثیرگذار باشند را ، تعیین و درنظرگرفته است،ت nbsp تمرکز بر افزایش رضایت مشتری حفظ می شود

درخواست حذف این مطلب
عشق تو...  
  می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه ... ی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم. از تو بنویسم که قلبت از سنگ شد یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ شدم؟ از چه بنویسم؟ از دلم که ش ... تی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محا

درخواست حذف این مطلب
قلبم ....  
تا وقتی مستم از خوشی های عاشقانه ات دنیا برایم شیرین است انگار هیچ دردی نیست غمی نیست   اما همین که کمی دور میشوی شک وجودم را می گیرد مستی از سرم می پرد و هزاران بار ناگفته هایم را مرور می کنم نکند ... رویایی باشد خو بیدار شوم و دیگر هیچ   نکند در دور دستها رها شوم   عقلم می گوید نه بمان با همین زندگی سرد امن تر است   اما قلبم را چه کنم چرا پر نمی شود از عشق  چرا می تپد ولی سرد و سنگین کاش میشد این قلب را ندید بگیرم خواسته هایش را به هیچ بگیرم   کاش م

درخواست حذف این مطلب
نمی دونی چه می کشم ز دوری  
نمی دونی چه می کشم  ز دوری نمی دونی چه می کشم  ز دوری  نمی دونی چه  سخت ه درد _دوری  بهتر از حال بدم ندونی  بهتر تو حال منو ندونی  نمی دونی دارم برات  می میرم  نمی دونی   در درد و غم  اسیرم  نمی دونی اسیر اشک و  دردم  نمی دونی اسیر  مهر تو زنجیرم  انگیزه یه بود و نبودم تویی  انگیره یه شعر وجودم تویی  انگیزه یه سرودن من تویی  انگیزه یه  صبح امیدم تویی  هزار و یک ترانه  دفتر دهم کلاسپیدها  نام ترانه نمی دونی چه می کشم  ز دوری حسن بذرگری آیین نیشا

درخواست حذف این مطلب
کودکیم  
خیلی مبهم به یاد دارم در زمان کودکی وقتی به می رفتم یک ترسی در وجودم بود به خاطر حو ض بسیار بزرگی که در بود که در روی بلندی قرار داشت بسیاربزرگ وعمیق که به ان خزینه می گفتند وما باید در کنار ان  سرمان را می شستیم وقتی کمی بزرگتر  شدم و  نه .  ده سا لم شد ان تغییر کرد و خزینه ای کو چکتر د اشت که حالا خیال راحت داخل ان می رفتیم برای بازی و این باعث می شد صدای بزرگترها  بلند شود البته دو تا دوش هم داشت اما خانم های مسن تر ترجیح می دادند که در خزینه خود

درخواست حذف این مطلب
*داستانک_قابل_تامل*  
مقیم لندن بود،  تعریف می کرد که یک روز سوار تا ... ی می شود و کرایه را می پردازد.   راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد می گفت چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟   آ ... سر بر خودم پیروز شدم و  بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …گذشت و به مقصد رسیدیم .    موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟    گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و م

درخواست حذف این مطلب
درس اخلاقی که هنوز یادم نمی رود  
درس اخلاقی که هنوز یادم نمی رود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در قطار داشتیم از مشهد به تهران می رفتیم در کوپه ما یک تعداد از طلاب و رفقای آنها، حضور داشتند خوب، بین من و آنها یک وجه تمایز وجود داشت و آن این بود که آنها همه اهل تهران بودند و من اهل قم بودم و این قطار فقط به سمت تهران می رفت و جلوتر از آن نمی رفت.  من نیز نمی دانستم که وقتی در ایستگاه قطار پیاده شوم چگونه از

درخواست حذف این مطلب
دلم خیلی هواتو کرده  
خسته بودم، یاد تو از پیکرم بُرد خستگی، یاد من آورد صبوری و خشوع بندگی، ضامن آهو که باشد پادشاه قلب من، میگریزد از وجودم ناامیدی، بردگی، من بسی خوشبخت هستم زیر چتر مهر تو، یا رضا میگویم و شیرین گردد زندگی، یا رضا و یا رضا و یا رضا گویان روم، سوی منزلگاه پرنورش با شرمندگی، یک شفاعت از تو نزد حق، برایم کافی استآنقدر جایت عزیز است نزد رب دربندگی پریسا السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع  

درخواست حذف این مطلب
ناطور دشت:||+ برادر+ پست جدید...  
باور کنید به قصد شیمی خاندن پخش شده بودم طبقه ی بالا ویک دایره ی بزرگ دور خودم کتاب چیده بودم که مثلا« خیلی سرم میشه و خیلی درس دارم واین حرفا...» هیچ ... هم حواسش بمن نبود... جان که با سرعت نور و اعص خورد داشت پای تلفن نمیدانم کدام بیچاره ای را به چار میخ میکشید...مادر هم که داشت کتری سوخته را میس د...همان کتری ای که نیم ساعت پیش یادم رفته بود زیرش را خاموش کنم وتمام تنه اش سیاه شده بود... شاید تنها دلیلش این بود که از حواسپرتی اطرافیان سو استفاده ... وک

درخواست حذف این مطلب
قاب آرزو  
«ط» به من گفت که تصویر منحصر به فرد ذهنت چیست. آن لحظه جوابش را ندادم؛ اما در تمام راه برگشت به خانه توی اتوبوس داشتم به آن فکر می‌ ... . این‌که من توی یکی از اتاق‌های امور اداری ... دوره لیسانس کار کنم. همانجایی که مشرف به فضای سبز و ساختمان قرمز رنگ است و من همیشه با حسرت به ن کارمند آن اتاق نگاه می‌ ... . بعد در حالی که تا همیشه همسفر و همراه زندگی هم هستیم همکار هم شده باشیم و میز تو درست روبروی میز من باشد. بعد در حالی که زمستان است و بخاری اتاق ر

درخواست حذف این مطلب
چهارشنبه  
فقط کتاب مرا از دست من، از دست تو، از دست این همه دلهره و ملال همزمان نجات می دهد. گفتی اضطرابت اصیل نیست، تو اصیلش کردی و من از چهارشنبه پر از دلشوره ام. باید با خودم تکرار کنم من خودم را دوست دارم. من سعی میکنم ادم خوبی باشم. خدا به من کمک میکند تا با محدودیت ها و نیمه های تاریک وجودم روبرو شوم و دوستشان داشته باشم. من میتوانم شاد و ارام باشم و به عزیزانم شادی هدیه کنم. من خوبم

درخواست حذف این مطلب
و باز مرگ در سرما سراغمان را میگیرد.  
از امروز به بعد باید تو ع ... ا و ... ا دنب ... بگردم.دنبال اون لبخند و دنبال اون چشم ها که همیشه از کنارشون ساده گذشته بودم. مثل اون شب بعد مهمونی که گفته بودی چقدر بزرگ شدم و خوشتیپ .گفته بودم مرسی و به جای اینکه بیام بشینم کنارت بپرسم ح ... چطوره و مریضیت در چه حاله و گپ بزنیم رفته بودم کنار میم و بقیه دخترا نشسته بودم و به پرسیدن بهترین شما ؟ بسنده کرده بودم. لعنت به من که از رو به رو شدن با حقیقت همیشه فراری ام.مثل اون شب که میدونستم مریض و بدحالی و

درخواست حذف این مطلب
کتاب برنامه نویسی cnc در catia ( کاری از گروه ... ی مکانیک پیشرفته)  
این کتاب توسط ... بهروز مهدیخانی و با همکاری ... رامبد رستگاری تالیف شده که با دیدگاه کاربردی به تشریح مبانی برنامه‌نویسی ماشینهای کنترل عددی تراش و فرز در قالب چندین مثال عملی در نرم‌افزار catia می‌پردازد. در تالیف این کتاب سعی بر آن شده که مطالب به صورت روان و قابل فهم تدوین شوند تا دانشجویان و صنعتگران بتوانند از این کتاب به عنوان یک مرجع کاربردی و عملیاتی استفاده کنند. از ویژگی های منحصر به فرد این کتاب می توان به ارائه مطالب از سطح مقدماتی

درخواست حذف این مطلب
دلتنگی  
کاش بگی یه ذره تو دلتنگمی سراسراینهمه غرورو بشکن من که با توام تا آ ... همه احساستو بردارجمعشون کن توی بغضتبگو از دلشورگی هاتتوی هر قطره اشکتبگو از تنهائیات و زل بزن تو چشم خسته ممن که چند بار به تو گفتم اینکه تا آ ... ش هستمتو شب یلدای اندوهیه سبد انار لبخند دونه دونه رو لباتم می ذارم شیرینی قندچی میشه یه بار بیائیبشینی تو این نگاهممن پر از وسوسه تو پر درد و پر آهمپره فریاده و خواهشصدای این دل خسته منفس از هوات می گیرن همه ذرات وجودم رضا آبپ

درخواست حذف این مطلب
اتفاق از گفتن خبرهای بد، بد تر هم هست؟  
بعد از 4ماه قرار بود این پنج شنبه خوش بگذرانیم، وقتی خواهر از راه رسید اشکهای خودم و مادر را پاک ... . گفتم آرام باش تو را بخدا... nbsp اجازه بده در آرامش کیک و کوکی های مردم را بدهیم برود. خواهر که آمد و با حجم کارهای نکرده مواجه شد بغض کرد و پرسید آنقدر مریضی مگهان؟ ... رفتن هم که معنی ندارد، نه؟گفتم نگرانم نباش خواهر جان خوبم، مامان را صدا کرد و گفت باید از امروز کمکمان کند. یعنی که چه وقتی می داند کمک بزرگیست پایین نشسته و استراحت می کند؟ nbsp مادر طف

درخواست حذف این مطلب
84- این یعنی  
 اول سلام و دوم بسم الله الرحمن الرحیم.. هر چند سلام خودش اسم خداست. الان اینجا میگم تولدت مبارک بخاطر اینکه شاید نباشم روز تولدت رو بهت تبریک بگم توی این سالها همیشه سعی ... اولین نفر باشم که تولدت رو بهت تبریک میگم یادت باشه توی این سالهای دور از تو بودن و بی تو بودن خیلی بهم سخت گذشت خیلی از داخل سوختم ولی خندیدم تا مبادا فاز غم بدم گناهی نداری.. نفرین به اونهایی که دست تو رو از دستم جدا ... نه سال.. شوخی نیست.. سوختم و سوختم.. انگار بهم 90 سال گذشت م

درخواست حذف این مطلب
.: شاهد :.  
به نام خدا همسر اگر همکاری کنه و با یاس سادات بازی کنه، می تونم مهمونی بدم. البته اگر یاس سادات هم با باباش همکاری کنه از بعد از به دنیا اومدن یاس سادات این سومین مهمونی ای بود که می دادم. دو بار قبل، تعداد کم بود. یه ساعته کار تموم شد. یه بار دوستم بود یه بار یکی از برادرهای همسر که چون ماشاالله بچه شون فرفره هست نمیشه عمومی تو خونه مون با بقیه دعوتشون کنم.  ولی امشب تعداد زیاد بود. ... ب که تا دیروقت ... ید بودیم. همین ... ب هم اتقاقی دعوت کردیم. تا نص

درخواست حذف این مطلب
مجال نوشتن  
امروز هم روزی از روزهای خداست و من آرامتر از دیروز  و سرمست از تو می نویسم  باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم، هر ساعت، هر دقیقه، هرثانیه...  وهر لحظه ای که به تو می شم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم این برای من خود رسیدن است... این فاصله ها فقط بهانه ای است برای نوشتن نانوشته

درخواست حذف این مطلب
 
اینکه بخوای یه تنه با همه بجنگی کار سختیه اینکه گاهی حتی مجبور شی یه تنه با خودتم بجنگی  کار و سخت تر میکنه گاهی آدم کم میاره گاهی خستگی همه ی وجودش و میگیره گاهی میمیره می پوسه  بی اونکه ... ی بفهمه و فقط لبخند میزنه....  دلم میخواد روزهای جنگ تموم شه به صلح برسیم  به آرامش دلم میخواد از یه جایی به بعد  اونم مثل من جلوی دلش کم بیاره و  زانو بزنه و به حرف دلش گوش بده و واقعیت ها رو نبینه... من از جنگیدن خسته شدم میترسم یه جایی کم بیارم و تن بدم به اون

درخواست حذف این مطلب
 
 
همیشه به شوخی بهش میگم  حقا که سربازی نرفتی  یکی یه دونه و ته تغاری و لوس ننری  اصلا پسر باس سربازی بره تا حساب کار بیاد دستش  تا مرد بشه... اونم هیچ وقت کم نمیاره و میگه  اون موقعی که تو عروسک بازی میکردی من یه جاهایی رفتم که صدبرابر سربازی سختی کشیدم... اما من بازم میخندم و با شیطنت بهش میگم  همین که من گفتم  بگو چشم اما همیشه اونی که میگه چشم و تسلیم میشه منم اصلا همه ی جذ تش به همینه  در عینی حالی که یه عالمه دوسش دارم و عاشقشم در عین عالی که یه

درخواست حذف این مطلب
 
 
توی وجودم دو تا آدم همزمان با هم زندگی میکنن یکشون همین بانوی دیوونه ی عاشقه که هیچ حرفی به جز دوست داشتن سرش نمیشه وقتی دل به دل بانو میدم حال خودمم خوبه همه چی عالیه  همه چی و تو چند ثانیه در بهترین شرایط ترسیم میکنه و میذاره جلوت میبرتت و غرق میکنتت تو کلی فکر و خیال خوب اصلا بهتر از این حس و حال نیس اما یکی دیگه  تلخی ها رو میبینه سختی ها رو میبینه حرف از نشدن میزنه حرف از نبودن میزنه آی حرفاش تلخه آی حرفاش بهم زخم میزنه آی همه ی وجودم و میسو

درخواست حذف این مطلب
 
اشعارعیدغدیر مخصوص مداحی  
... المومنین ع \-عید غدیر علی اصغر انصاریان   شور عشقت به دل، زوال نداشت آینه غیر تو خیال نداشت بهتر و برتر از وجود خودت مظهری ذات ذوالجلال نداشت زادگاهت نبود اگر کعبه کعبه بر اش مدال نداشت گر که حبل المتینیِ تو نبود هیچ ... تا خدا وصال نداشت ای تمامیّت نِعَم با تو بی تو دین خدا کمال نداشت تا به عشق تو مبتلا گشتم با غدیر خُم آشنا گشتم برکه ای بود و مثل دریا شد با تو این بادیه مُصفّا شد از جهاز شتر برای رسول منبری مثل نور ب ... ا شد گفت ای حاجیان بیت ال

درخواست حذف این مطلب
فریدون مشیری!  
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید   یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت.   آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته

درخواست حذف این مطلب
من و این ماجرای تهوع  
کوچول تهوع من به شدت ادامه داره و برخلاف بارداری اولم که بیشتر تهوع بود و کمتر استفراغ، این دفعه بیشتر استفراغه . بخاطر همین اگه می بینی که دست به دامن این طب و اون طب شدم زیاد تعجب نکن. اولا سعی می ... زیاد به این مقوله اهمیت ندم بلکه به گفته ی بزرگترهای قوم، با بی توجهی، خودش تموم شه بره. اما سمج تر از اونی بود که فکر می ... . و با بی توجهی و مدارا راه دوستی رو در پیش نگرفت و هر روی شمشیرش رو تیز تر کرد.  خلاصه به دامن طب و پزشکی معمول آویزون شدم که وی

درخواست حذف این مطلب
جملات خاص دخترونه  
من یه دخترم ،نه چشم های دارم ،نه کفش پاشنه بلند ...کتونی میپوشم ،رو چمنا غلط میزنم،خالصانه همینم .... من دخترم من دختر هستم ... ظریف ترین و با احساس ترین موجود....  ... ی که خدا برای اف ... ش وقت گذاشته است... ... ی که مادر تمام عروسک هاست... ... ی که اشک هایش شمرده میشود....   من دختر شدم .... تا با تمام وجودم عاشق یه نفر باشم،فقط یه نفر... من دختر شدم ... تا با احساسات قشنگم ارومش کنم ... من دختر شدم.... تا تکیه گاه خستگی های یه مرد باشم ... من دختر شدم .... تا به یه نوزاد ز

درخواست حذف این مطلب
... آهنگ جدید مجید ... اطها به نام حلقه ۲  
... آهنگ جدید مجید ... اطها به نام حلقه ۲ با کیفیت اورجینال ... new song by majid kharatha called ring 2 ترانه مجید ... اطها ملودی مجید ... اطهاتنظیم ، می ... و مسترینگ میلاد بیضا گیتار الکتریک میلاد بیضا با سلام خدمت کاربران عزیز رسانه سانگ ۲ سانگ بازدید کنندگان عزیز آهنگ جدید مجید ... اطها به نام حلقه ۲ را با بالاترین کیفیت ۳۲۰kbs و ۱۲۸kbs برای شما آماده شده است و میتوانید در ادامه مطلب این آهنگ را به صورت رایگان و با لینک کاملا مستقیم و بدون محدودیت ... کنید. همچنین قب

درخواست حذف این مطلب
روح آهسته ... اشیده میشه  
چاوشی داره میخونه رفیقم کجایی ؟ دقیقاً کجایی ؟ هم اتاقیم در همون حال که نشسته داره درس میخونه؛ به ح ... طنز از رفاقت میگه ُ بعد تکیه میده به دیوار ُ با حرکت دست ُ به نشونه ی تاکید میگه رفیقم کجایی ؟ دددقیقاً کجایی ؟ ُ میخنده من فکر می کنم ... ی تو این دنیا هست که نبودش اینقدر آزارم بده ؟ بعد میگم چقدر خوب بود یه رفیقی داشتم که نبودنش آزار دهنده باشه به واکنشش دقت نمی کنم، چون مطمئنم حرف منُ نگرفته یه لحظه جا میخورم دلم میخواد ناراحت شم، دوس دارم

درخواست حذف این مطلب
 
هفته ی پیش بالا ... ه حقوقمان را ریخته بودند و nbsp آ ... وقت nbsp خوشحال و خندان آمدم پای خودپرداز تا برای مختصر ... ید های خانه پول بگیرممتوجه مکالمات آقای حراست با نگهبان شدمیکی از تهوع آور ترین مکالماتی بود که میتوانستم تصورش را ممردک بی مایه میگفت حاضر بودم زنم یک چشم و یک دست و یک پا نداشت و ترشیده بود اما پدر ثروتمندی داشت خودم را زدم به نشنیدن اما آنها هی بلندتر و بلندتر حرف زدن تا جاییکه مرا مخاطب قرار داد و پرسید خ ش بد میگم؟با تمام خشمی که تو

درخواست حذف این مطلب
 
تولد بی بهار  
مبارک باد تولد تو ای سرمای سپید روسری بر تنای تو که جز ز قلب سرد و بی عشقت نیست هیچ گفتنبه انتهای پاییز در آ ... ین شبش امیدی بود جان افکنچرا که گر شب بود، ولی سپیدی به راه می ... امید شکن شکنولی افسوس ندانستیم قلبش را که چه سردست و حتی پیل افکنچراکه منه بهنامه دیوانه را گیج کرد و برفت و کشت احساسش چون تهمتنجرمم عشق بود و گرمای وجودم کور سوی امیدی به گام نهادناما خنده ی تو بر منه بهار آشکار مشد که ز ناز، یا نفرتست، ای زرد کهندنیا را جز برای دنیا خطا

درخواست حذف این مطلب
می خواهم خانم باشم  
وقتی آن دختر مانتویی می ... د که استین هایش حریر است...من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم ♥وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان می کند...من روسری ام را لبنانی می بندم ♥وقتی آن دختر برای جلوه برجستگی های بدنش، جلوی مانتو اش را باز می گذارد...من مانتویی میپوشم که وقارم را حفظ کند ♥وقتی آن دختر ساق پایش را با بیرون می اندازد...من برای نجابتی که باید در وجودم باشد لباس مناسب می پوشم ♥وقتی آن دختر با آرایشی غلیظ و لب های پروت

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
وبلاگ یاب اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات وبلاگ یاب هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © weblogyab 2016-2017 Run in 0.38 seconds
RSS